كي مي آيي؟

علت طولاني شده غيبت از زبان امام زمان عج

امام زمـــان در نامه خود به شيـــخ مفيد(ره) علت طولاني شدن غيبت را اينگونه شـــرح مي دهد: 🌸ﺍﮔـــﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﻃﺎﻋﺘﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﯾﻔﺎﻯ ﭘﯿﻤﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻫﻤـــﺪﻝ ﻣﻰ ﺷﺪﻧﺪ، ﻣﯿﻤﻨﺖ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﻧﻤﻰ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻧﺼﯿﺐ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﮔﺸﺖ، ﺩﯾﺪﺍﺭﻯ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﻯ ﺷﻨﺎﺧﺘﻰ ﺭﺍﺳﺘﯿﻦ ﻭ ﺻﺪﺍﻗﺘﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ؛ ﻋﻠّـــﺖ ﻣﺨﻔﻰ ﺷﺪﻥ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﭼﯿﺰﻯ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺰ: “ﺁﻥ ﭼـــﻪ ﺍﺯ ﮐﺮﺩﺍﺭ ﺁﻧـــﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺗﻮﻗﻊ ﺍﻧﺠـــﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮐـــﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧـــﺪﺍﺭﯾﻢ … احتجاج، ج2، ص315 

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۳۰ آذر ۱۳۹۶     ۱۰:۵۸:۰۵     اميني
برچسب: ،

معرفي كتاب درباره جاهليت مدرن

جاهليت مدرن در رويارويي با امام زمان عليه السلام. كتابي كه اين هفته قصد معرفي آن را داريم كتابي است با عنوان : جاهليت مدرن در رويارويي با امام زمان عليه السلام. Untitled-1به گزارش فاطر24، هرگاه از جاهليت سخن به ميان مي آيد، چنين به نظر مي رسد كه جاهليت مربوط به دوران گذشته بوده و امروزه در دوران عقلانيت بشر، سخن از آن، سخني گزاف و مخالف تمدن بشري است، اما با تامل در مفهوم جاهليت و آنچه كه بر بشر امروز مي گذرد، روشن مي شود كه اين معضل بزرگ، امروز هم گريبان گير بشر است. كتاب جاهليت مدرن در رويارويي با امام زمان عليه السلام به كوشش اسماعيل شفيعي سروستاني، در 320 صفحه و توسط انتشارات موعود عصر(عج) منتشر شده است و همانطور كه از عنوان آن بر مي‌آيد اين كتاب به بيان مصداقهاي واقعي جاهليت در دنياي كنوني مي پردازد، چيزي كه در نگاه اول به زمان قبل از بعثت پيامبر اسلام منتسب است. در اين كتاب مباحث نظري و مباحث مصداقي در قالب مقالات و گفتگوها، با شخصيتهاي شناخته شده و صاحب نظري چون شهريار زرشناس، اسماعيل شفيعي سروستاني، اسماعيل حاجيان، سيد محمد مهدي مير باقري و ... گردآوري شده است. جاهليت دوم در آخر الزمان مرگ جاهلي سرمايه داري، موجد خودآرايي جاهلي عصبيت مدرن موجد جاهليت دوم كشتار خاموش؛ زنده به گور كردن در عصر مدرن زنان هدف تبليغات سرمايه سالاران ماكياولي، مريد شيطان داعي جاهليت و پدر تبليغات مدرن و ... مباحثي است كه در اين كتاب به آن پرداخته شده است به گونه ايست كه هركدام از اين مباحث در برگيرنده مثالهاي واقعي از جهالت مدرن و اشاره به آيات و احاديث از ائمه اطهار و پيامبر عظيم الشان اسلام مي باشد. شايان ذكر است كه اين اثر افزون بر آنكه پنجره هاي مختلفي را فراروي خوانندگان خود مي‌گشايد و امكان غور و مطالعه درباره هر يك از موضوعات و عناوين را فراهم مي آورد؛ قابليت طرح و پخش در ميان عموم گروه‌هاي اجتماعي، به ويژه خانواده ها را دارا بوده و امكان بازنگري در برخي از شيوه هاي زندگي و متذكر شدن درباره آنچه كه در پيرامون‌مان مي گذرد را فراهم مي آورد. اين كتاب را از كتاب فروشي ها و كتابخانه هاي عمومي بخواهيد.كاري ازموسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۱۵ آذر ۱۳۹۶     ۱۰:۱۷:۱۵     اميني
برچسب: جاهليت مدرن .امام زمان .موسسه گوهر.خودآرايي جاهلي.مرگ جاهلي.مريد شيطان.زنده به گوركردن.،

انتقال امامت به حضرت مهدي عج

هشتم ربيع الاول با امامت رسيدن امام زمان (عج) و پرچمداري ولايت جشني است كه طعم شيرين ربيع را به همه مي‌چشاند.؛ ماه ربيع الاول از سومين ماه‌هاي قمري است كه پس از پشت سر گذاشتن اندوه سنگين ماه‌هاي محرم و صفر، با سرور و شور امامت مي‌آيد و واضح و مبرهن است كه ربيع به معني بهار است و اعيادي، چون امامت حضرت ولي عصر (عج) و خجسته مولود پيامبر اكرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) را در تقويم اين ماه داريم. هشتم ربيع الاول در وهله اول شهادت امام حسن عسكري (ع) است، كه مصيبتي ديگر از خاندان نبوي در دل‌ها تازه مي‌شود و قلب امام زمان «ارواحنافدا» حزن آلود است، اما به امامت رسيدن ايشان و پرچمداري ولايت جشني است كه طعم شيرين «ربيع» را به همه مي‌چشاند. شيخ طوسي در كتاب «غيبت» از احمد بن علي رازي و او از محمد بن علي و او از عبيد اللَّه بن محمد بن جابان دهقان از ابو سليمان داود بن غسان بحراني روايت نموده: به خدمت ابو سهل اسماعيل بن علي نوبختي رسيدم و سلام نمودم، ابو سهل گفت: ولادت (م ح. م. د) فرزند حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب صلوات اللَّه عليهم اجمعين در سامره بسال ۲۵۶ اتفاق افتاد. مادرش صيقل، و كنيه‏ اش ابو القاسم است، و همين كنيه است كه پيغمبر خبر داده و فرمودند: نام او، چون نام من و كنيه ‏اش مثل كنيه من است، لقبش مهدي و حجت و منتظر و هم او صاحب الزمان است. هشتم ربيع الاول چه روزي است؟ سپس ابو سهل گفت: زماني كه امام حسن عسكري (عليه السّلام) در بستر بيماري بودند روزي من در خدمتش بودم، حضرت به عقيد خادم خود كه غلامي سياه چهره و اهل نوبه‏ بود و پيش از آن حضرت خدمتكار پدرش امام علي النقي بود؛ و امام حسن عسكري عليهما السلام را بزرگ كرده بود، فرمود: اي عقيد! قدري آب مصطكي براي من بجوشان عقيد هم آب را روي اجاق نهاد، و صيقل مادر امام زمان عليه السّلام آن را بخدمت حضرت آورد. حضرت كاسه را گرفت و خواست بياشامد ولي دست مباركش لرزيد و بدندان نازنينش خورد و سپس آن را بزمين نهاد. آن گاه روي كرد به عقيد و فرمود: برو به اندرون كه مي‌بيني كودكي در سجده است، او را نزد من بياور. ابو سهل مي‌گويد: عقيد گفت: وقتي به اندرون براي جستجوي او رفتم، ديدم كودكي سجده مي كند، و انگشت سبابه‏ خود را بسوي آسمان گرفته است، من سلام كردم و او نمازش را كوتاه كرد، سپس گفتم: آقا شما را مي‏ طلبد كه به خدمتش درآئي. در اين وقت مادرش صيقل آمد و دست او را گرفت و او را نزد پدرش آورد. چون عرب موقع سب كردن يعني بدگوئي باشخاص با آن به طرف مقابل اشاره مي‌كرد، آن را «سبابه» گفتند. ابو سهل مي‌گويد: موقعي كه بچه خدمت حضرت رسيد، سلام كرد. رنگش همچون درّ (سفيد) موهاي سرش كوتاه و ميان دندان هايش باز بود. وقتي امام حسن عسكري عليه السّلام او را ديد، گريست و فرمود: اي آقاي خاندانم! اين آب را بمن بده كه من اينك بسوي خداي خود ميروم. بچه كاسه آب جوش را برداشت و بدهان پدر بزرگوارش نزديك ساخت تا آن را نوشيد. آنگاه امام حسن عسكري عليه السّلام فرمود: مرا آماده نماز كنيد. بچه حوله ‏اي در دامن امام پهن كرد و بدين گونه حضرت، يك يك اعضا را شست و سر و پاي را مسح نمود. آنگاه امام حسن عسكري عليه السّلام فرمود: اي فرزند! به تو مژده مي دهم كه صاحب الزمان و مهدي و حجت خدا در روي زمين توئي. تو فرزند من و جانشين من مي‌باشي. از من متولدشده‏ا ي. و تو (م ح. م. د) فرزند حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب (عليهم السلام) مي‌باشي و هم از نسل پيغمبر صلّي اللَّه عليه و آله و خاتم ائمه طاهرين هستي. پيغمبر (ص) مژده تو را داده و نام و كنيه تو را تعيين فرموده است. اين را پدرم از پدران پاك سرشتش بمن اطلاع داد. حضرت اين را فرمود: و همان موقع رحلت نمودند(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۶ آذر ۱۳۹۶     ۰۵:۲۱:۲۹     اميني
برچسب: انتقال امامت به حضرت مهدي عج.ماه ربيع.هشتم ربيع الاول.موسسه گوهر،

امامت

 شيعه با اهل سنّت در مسأله امامت اختلافاتى دارند، يكى از موارد اختلاف اين است كه آيا امامت، از اصول دين است يا فروع؟ بنا بر عقيده شيعه، امامت از اصول دين است. براى تثبيت اين اعتقاد، چند دليل مى توان ارائه كرد كه ساده ترين آن ها چنين است: 1 . بدون ترديد بحث از امامت، بحث از نيابت از نبوّت است و از تعريفى كه براى امامت شده به وضوح و بدون هيچ ابهامى اين معنا استفاده مى شود; چرا كه در تعريف آمده: «امامت، نيابت و خلافت از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله است» كه مفاد اين عبارت همان است كه بيان شد. پس بحث از امامت، بحث از شؤون نبوّت است، نظير بحث از عصمت و هر بحثى كه از شؤون نبوّت و اعتقاد به آن واجب باشد، از اصول دين خواهد بود. 2 . دليل ديگر بر اين كه امامت اصلى از اصول دين است، حديث معروفى است كه از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله نقل شده است. پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود: مَنْ ماتَ وَلَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زمانِهِ ماتَ ميتَةً جاهِليَّةً;1 هر كس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد ، به مرگ جاهليّت از دنيا رفته است. دانشمندان شيعه و اهل سنّت اين حديث را در كتاب هاى خود از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله نقل كرده اند. روشن است كه منظور از مرگ جاهليّت، مرگ كفر و نفاق است و چيزى كه جهل به آن، فرجام كار انسان را به كفر و نفاق مى انجامد، بايد با اصل دين ارتباط داشته باشد، وگرنه جهل به مسائل فروع هيچ گاه انسان را به اين سرحدّ نمى رساند. البتّه در بين دانشمندان صاحب نظر اهل سنّت، كسانى هستند كه به آن ها نسبت داده شده كه امامت را از اصول دين مى دانند. براى نمونه قاضى ناصرالدّين بيضاوى از بزرگان و مشاهير اهل سنّت در تفسير و كلام، امامت را از اصول دين مى داند. ولى اكثر قريب به اتّفاق اهل سنّت، در برابر شيعه، قائلند كه امامت از فروع دين است. هر چند بعضى به طور قطع به اين مسأله تصريح نمى كنند، بلكه مى گويند: فروع بودن امامت انسب است، ولى در عين حال به اين كه امامت از اصول دين باشد نيز تصريح نمى كنند. در هر صورت، چه امامت اصلى از اصول دين باشد; آن سان كه شيعه معتقد است، يا از فروع دين باشد; آن سان كه اهل سنّت مى گويند، بايد بحث كرد كه امام چه كسى است تا او را بشناسيم و از او پيروى كنيم، بر اوامر و نواهى او گردن نهيم و بر گفتار و كردار او ترتيب اثر بدهيم; چون او را نايب و خليفه پيامبر مى دانيم. 1 . اين حديث با اين متن در شرح المقاصد، و شرح العقائد النّسفيّه آمده است. امّا به متون ديگر در بسيارى از كتاب هاى كهن تفسيرى، كلامى، حديثى روايت شده است. ر.ك: الإمامة في أهم الكتب الكلاميه: 154(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۳ آذر ۱۳۹۶     ۱۲:۵۶:۴۲     اميني
برچسب: امامت.نيابت .اصول دين.مرگ جاهليت .مرگ كفرونفاق.موسسه گوهر،

علامت هاي امامت امام زمان عج

نوع ديگر از نشانه هاي حضرت مهدي علامات امامت است، به طور كلي هركس امام باشد بايد داراي اين خصوصيات باشد كه نشانه و علامت امامت او است، اين علامات در اخبار متعدده ذكر شده كه هر حديثي متعرض قسمتي از آن گشته و اكثر آن اخبار در مجلد هفتم بحار الانوار باب جامع در صفات امام و شرايط او ص ۲۰۰ مسطور است. حديثي كه از همه بيشتر ذكر علامات كرده حديثي است كه از حضرت رضا (ع) روايت شده كه مشتمل بر سي علامت است در «من لا يحضره الفقيه» و «معاني الاخبار» و «خصال» و «عيون الاخبار الرضا (ع)» و «احتجاج» طبرسي و مجلد هفتم «بحار» و در «اثبات الهداه» ج ۷ از همه نقل كرده مجموع علامات بهطور تلخيص از آن حديث و غير او نقل ميشود: ۱- متولد ميشود پاك و پاكيزه. ۲- ختنه شده. ۳- چون از شكم مادر به زمين آيد بر دو كف خود قرار گيرد و صدا به شهادتين بلند كند. ۴- محتلم نشود. ______________________________ (۱)- معجم احاديث الامام المهدي ۴/ ۱۵۴ ح ۱۲۱۱؛ كمال الدين ۲/ ۳۷۶ ح ۷؛ بحار ۵۲/ ۳۲۲ ح ۳۰٫ (۲)- من لا يحضر الفقيه ۴/ ۴۱۸ ح ۵۹۱۴٫ (۳)- خصال ۵۲۷ ابواب الثلاثين ۱٫ (۴)- عيون اخبار الرضا ۱/ ۲۱۲ باب ۱۹ حديث ۱٫ (۵)- احتجاج ۲/ ۴۳۶٫ (۶)- بحار ۲۵/ ۱۱۶ باب ۴ ح ۱٫ مهدي منتظر عجل الله تعالي فرجه الشريف، ص: ۲۹ ۵- چشم او بخوابد و دل او بيدار باشد. ۶- او را سايه نباشد. ۷- از پشت سر ببيند چنانچه از پيشرو ميبيند. ۸- او را خميازه و دهندره نباشد. ۹- بول و غائط او ديده نشود، زمين آن را ببلعد. ۱۰- بوي بول و غائط او از مشك خوشبوتر باشد- يعني در حال قضاي حاجت اگر چه عينش ديده نميشود-. ۱۱- از همه مردم عاملتر باشد. ۱۲- از همه حليمتر. ۱۳- از همه عابدتر. ۱۴- از همه حاكمتر يعني حكمش از همه بهتر باشد. ۱۵- از همه پرهيزگارتر باشد. ۱۶- از همه شجاعتر. ۱۷- از همه سخيتر. ۱۸- از همه عاملتر به كتاب خدا باشد. ۱۹- از همه تواضعش براي خدا بيشتر باشد. ۲۰- از همه عالمتر باشد به آنچه امر ميكند. ۲۱- از همه ترككنندهتر باشد از آنچه نهي ميكند. ۲۲- مهربانتر است به مردم از خود ايشان. ۲۳- داراي معجزه باشد. ۲۴- محدث باشد تا هنگامي كه از دنيا برود، يعني ملائكه با وي حديث گويند. ۲۵- مستجاب الدعوه باشد حتي اينكه اگر بر سنگي دعا كند دو نيم گردد. ______________________________ (۱)- جلد ۱۳ بحار از امام رضا (ع) و رد به معجم الاحاديث المهدي ۵/ ۳۰۰ ح ۱۷۳۰٫ مهدي منتظر عجل الله تعالي فرجه الشريف، ص: ۳۰ ۲۶- سلاح و شمشير پيغمبر (ص) يعني ذوالفقار نزد او باشد. ۲۷- زره پيغمبر (ص) بر تن او راست آيد و چون ديگري بپوشد خواه بلند و خواه كوتاه قدر يك وجب زياد آيد. ۲۸- مصحف فاطمه عليها السلام نزد او باشد. ۲۹- جامعه نزد او باشد و آن صحيفهاي است كه طولش هفتاد ذراع است و در وي آنچه بني آدم محتاج است مضبوط است. ۳۰- جفر اكبر و جفر اصغر نزد او است، يكي پوست قوچ و ديگري پوست بز است كه همه علوم در اين دو هست حتي ديه خراشي كه در صورت و بدن واقع شود، حتي خراش تمام پوست و نصف پوست و ثلث پوست. ۳۱- نزد او صحيفهاي است كه در وي اسامي شيعيان او تا روز قيامت ثبت است. برگرفته از كتاب مهدي منتظر نوشته: محمد جواد حيدري خراساني(كاري ازموسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۱ آذر ۱۳۹۶     ۱۰:۲۸:۲۸     اميني
برچسب: علامات امامت امام زمان.موسسه گوهر،

فلسفه خطبه خواني شب شهادت امام رضا(ع)

مراسم خطبه خواني يك آئيني سنتي است كه بر اساس وقف نامه عليشاه، حاكم وقت خراسان در ۱۱۶۰ هجري قمري همه ساله در شب شهادت امام رضا(ع) و شب عاشورا حسيني برگزار مي شود. در قالب اين مراسم، توليت و خدام آستان قدس رضوي در حالي كه شمع هاي روشن در دست دارند، گرداگرد صحن انقلاب اسلامي حلقه مي زنند و با مرثيه سرايي و عزاداري و قرائت خطبه ويژه اين شب شامل شهادت به يگانگي ذات اقدس الهي، حمد و ستايش پروردگار يكتا و درود و رحمت بر رسول اكرم(ص) و همچنين سلام و درود بر ائمه معصومين(ع)، شهدا و امام راحل و آرزوي سلامتي و طول عمر مقام معظم رهبري، فرارسيدن ايام عزا را به محضر ولي نعمتمان حضرت امام رضا(ع) و امام زمان(عج) تسليت عرض مي كنند..كاري از موسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۸ آبان ۱۳۹۶     ۱۲:۱۲:۱۱     اميني
برچسب: فلسفه خطبه خواني شب شهادت امام رضا .موسسه گوهر.مراسم خطبه خواني.وقف نامه عليشاه.،

لذتهاي معنوي

ميرستار مهديزاده -  نورانيت و صفاي معنوي نوعي هديه ملكوتي و اخروي است كه باعث لذّت شديد روح و آرامش روان آدمي است. از آثار نورانيت و حالات معنوي مي توان به لذّت بردن دائمي حتي در خواب، به دست آوردن آرامش حقيقي در گوهر و هسته دروني و محوري ذات انساني اشاره كرد. و از طرفي، انسان را آرام از تمام اضطراب ها، ترس ها، نگراني ها و هر نوع ناراحتي و رنج هاي رواني دنيوي مي كند. خاصيت اطمينان بخشي و روان درماني حالات معنوي، آن قدر زياد و قوي است كه با هيچ شيوه درماني روانشناسي يا دارويي يا تفريحي نمي توان به آن دست يافت. اگر اهل گريه در مجالس مصيبت امام حسين عليه السلام باشيد، مخصوصاً آن گاه كه براي مدتي زياد و به شّدت گريه براي اهل بيت عليهم السلام كنيد، بعد از آن تا مدتي احساس آرامش، سبكي و صفاي لذّت بخش مخصوصي مي كنيد كه يك هزارم آن آرامش در تفريح و سرگرمي و هيچ نوع لذت هاي مادي يافت نمي شود. اگر كسي بتواند با زيارت يا هر عمل صالحي مثل عبادت با توجه، دعا، ذكر و...در سينه خويش صفا و نورانيت ايجاد كند و آن را با خشم، پرخوري، غفلت و مشغوليت به كارهاي غفلت زا، پرخوابي و امثال آن از بين نبرد و براي مدتي با تكرار منظم و زود به زودهمان عمل يا اعمال شبيه آنكه نورانيت معنوي را زياد مي كند، آن صفاي روحي را حفظ كند و عمق بخشد و گسترش دهد، در طول اين مدت از آرامش عجيب، راحتي حقيقي جان و روح، و لذت دائم بهره مند خواهد بود. لذت هاي معنوي شايد ظاهري ديگرگون داشته باشد مثل غمگيني براي مصايب امام حسين، ترس از آخرت و خوف از خدا، توبه و پشيماني از گناه و امثال آن، كه براي افراد بيگانه و غريبه گمان رنج، درد و غيره را ايجاد مي كند؛ اما حقيقت اين است كه مسائل معنوي در عين برخورداري از ظاهري اندوهناك، از باطني شيرين و بسيار لذت بخش برخوردار است. لذا هر كس ذره اي از آن را بچشد عاشق آن مي گردد و اين اول تشنگي معنوي است و هميشه در طلب آن بر مي آيد و ناخود آگاه يا آگاهانه به سوي آن حركت مي كند؛ يعني لذات معنوي به سوي تكامل مي كشد. جذبه روحي اين لذات، از جذّابيت بسيار بالايي برخوردار است و اگر فردي در غفلت ها و لذات نفساني غرق نشود از آن باز نمي ماند. هدف از تأكيد بر ذكر خدا، عبادت، توسل، گريه از خوف خدا، شوق خدا، مصائب ائمه، قرائت قرآن و امثال آن، اين است كه انسان غرقدر لذات معنوي دائمي گردد و سر مست باده هاي پي در پي كوثر روحاني شود. مكتب اهل بيت عليهم السلام در پي آن است كه پيروان خود را طوري پرورش دهد كه دائماً در درياي لذت هاي بسيار عالي و برتر غوطه ور باشند. وادي هاي لذائذ روحاني به سبب گستردگي و كثرت فوق العاده زياد، و عمق و غناي بسيار متعالي، به هيچ وجه قابل مقايسه با حوزه هاي لذايذ مادّي نيست. لذايذ نفساني در حدود شرعي تجويز شدهو برخي حتي موجب سرعت در رسيدن به لذائذ معنوي مي شود مثل بوي خوش، پاكيزگي در لباس و دهان و بدن ؛ اما لذات معنوي در افقي بالاتر مي درخشند.هر اندازه افراد از لذائذ روحاني بهره ببرند، به همان ميزان توسعه وجودي پيدا مي كنند و لايق استفاده بيشتر از لذائذ معنوي مي شوند كه گاه ظرفيت فردي در بهره گيري از لذات معنوي آن چنان زياد مي شود كه در هر لحظه، درياهايي از لذات ناب و غير قابل تصور، بر روح او سرازير مي گردد؛ در حالي كه اطرافيان از طوفان هاي بزرگ روح او بي خبرند. از اين لذائذ، تعبيربه تجليّات، مكاشفات و امثال آن مي شود. وقتي يك تجلّي توحيدي براي عارفي رخ مي دهد، در اثر ديدن يك صحنه معنوي، آن چنان لذات روحاني نصيب او مي شود كه با هيچ مقياس قابل فهم و بيان نيست. مثلاً كسي كه لايق باشد هر روز برايش از عرش الهي رحمت هاي بي شماري سرازير مي شود اگر روح او در مراحل بالايي قرار داشته باشد بدون هيچ محدوديت در مرحله خود، رحمت ناب را بي حدّ و نهايت دريافت مي كند و كمالاتمي يابد و توسعه وجودي پيدا مي كند. هر اندازه در مرحله پايين تر باشد، آن رحمت الهي تبديل به چيزي محدود و كوچك تر مي شود تا براي او قابل درك و استفاده شود. مثلاً يك رحمت و روزي براي يك عارف شايد ديدن صورت امير المؤمنين باشد ولي براي ديگري كه لياقت دريافت آن را ندارد به شكل يك توسل گرم و با حال به حضرت علي عليه السلام داده شود و براي يك بچه در شكل چند عدد بستني، شكلات، ميوه و امثال آن داده شود. اين قانون از پايين به بالا نيز جاري است؛ يعني شما اگر يك چيز مادي مثل همان بستني و ميوه را كه مورد اشتهاي نفس شماست براي خدا به اهلش، مثلاً يك بچه ببخشيد، در مقابل، توفيقي در مرحله بالا متناسب با استعداد و ظرفيت شما از عالم معنا مثل توفيق زيارت، حج و امثال آن نصيب شما مي شود. انفاق، صدقه، زكات و بخشش يعني تبديل لذت هاي محدود و كوچك مادي به بهره ها و لذات توسعه يافته معنوي. عالم معنا، عالم وسعت است و هر چيزي وارد آن شود ذاتاً توسعه پيدا مي كند ؛ چه خوب و چه بد. لذا آثار اعمال در عالم معنا و برزخ، به توان زيادي وسعت مي يابد؛ مثلاً يك كلمه حرف زدن با نامحرم در روايات طوري معرفي شده كه باعث هزار سال زنداني شدن و عذاب برزخي مي شودو يك قطره اشك براي خدا باعث خاموش شدن آتش جهنم براي عامل اين اشك معرفي شده است. عالم معنا و عالم مادّه دو سنخ و ماهيت متفاوت هستند و هر كدام قوانين خاص خود را دارد و ارزش گذاري اعمال در هر عالم با ملاك و مشخصه هاي همان عالم صورت مي پذيرد. براي رسيدن به عالي ترين لذائذ معنوي، بايد دست به دامان اهل بيت شد و به آستان ائمه چنگ توسل زد و اين راهي است كه زائر انتخاب كرده است. اگر زائر با پي گيري در عبادات و حفظ نورانيّت هاي حاصل از زيارات، بتواند سرمايه هاي معنوي را حفظ كند و اين لذت ها را در سينه، محفوظ دارد و توسعه دهد، مي تواند كم كم به اين تجليّات و قدرت ها و لذت هاي بسيار برتر دست يابد. بعد از زيارت، دستاوردهاي معنوي آن را از دست ندهيم، ضايع نكنيم، بلكه آنها را مثل هديه مخصوص امام، پاس بداريم و حفظ كنيم و رشد دهيم تا به عالي ترين عنايات امام و الطاف خداي امام، لياقت دسترسي پيدا كنيم. كاري از موسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۷ آبان ۱۳۹۶     ۱۱:۴۳:۱۲     اميني
برچسب: لذتهاي معنوي.زيارت.عمل صالح.لذات نفساني.موسسه گوهر،

نقاط اشتراك امام رضا(ع)وامام زمان (عج)

صحيفه رضويه / سيد مرتضي مجتهدي سيستاني                     دو نقطه مشترك در مورد امام رضا (عليه اسلام) و امام زمان ارواحناه فداه : حضرت امام رضا (عليه السلام ) و امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در چندين خصلت مشترك هستند ما در اينجا دو نمونه از عمده ترين آن ها را نام مي بريم : 1- بحث و اقامه برهان و دليل يكي از نقطه هاي مهم اشتراك حضرت امام رضا عليه السلام و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بحث و اقامه برهان و دليل براي مخالفان است . حضرت امام رضا عليه السلام با دانشمندان مخالف بحث نموده وآنان را محكوم مي ساختند؛ امام عصر اروحنا فداه نيز به مخالفان مهلت بحث مي دهند و براي همگان در سرا سر عالم به بيان برهان و دليل مي پردازند. شيخ طبرسي روايت كرده از ابو الصلت هروي كه گفت نديدم عالمتري از علي بن موسي الرضا عليه السلام و نديد او را عالمي مگر آنكه شهادت داد به مثل آنچه من شهادت داده ام. مامون در مجلس هاي متعدد جماعتي از علماء اديان و فقهاء و متكلمين را جمع كرد تا با آن حضرت مناظره و تكلم كنند و آن حضرت بر تمام ايشان غلبه كرد و همگي اقرار كردند بر فضيلت او و قصور خودشان . ابو الصلت گفت : حديث كرد مرا محمد بن اسحاق بن مو سي بن جعفر (عليه السلام ) به پسران خود فرمود كه اي اولاد من ، برادر شما علي بن موسي الرضا (عليه السلام ) عالم آل محمد است از او سوال كنيد معالم دين خود را و حفظ كنيد فرمايشات او را همانا من شنيدم از پدرم جعفر بن محمد كه مكرر به من مي گفت كه عالم آل محمد صلي الله عليه و آله در صلب تو است و اي كاش من او را درك مي كردم همانا او همنام امير المومنين علي (عليه السلام ) است . آري همان گونه كه بحث ها و مناظره هاي حضرت امام رضا (عليه السلام ) در شهرهاي مختلف با بزرگترين دانشمندان جهان به زبان هاي گونان بر توجه مردم نسبت به آن حضرت افزود و باعث گرايش مردم به آن بزرگوار شد . در عصر ظهور نيز امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف بساط بحث و استدلال را با دانشمندان بزرگ جهان مي گسترانند و سراسر گيتي را برهان و دليل و فرهنگ عظيم و مستدل فرا خواهد گرفت و به اين جهت در بسياري از نقاط جهان بدون نياز به جنگ شمشير، مردم جهان فوج فوج و گروه گروه به صف مي پيوندند . حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام از حضرت اميرالمومنين عليه السلام نقل كرده اند كه آن بزگوار فرمودند : ... يملأ الأرض عدلا وقسطا و برهانا. آن حضرت سراسر گيتي را سرشار از عدالت ، قسط و برهان مي سازد. به همين جهت يكي از القاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف (حجت) مي باشد زيرا آن حضرت حجت و دليل را بر همه مردم تمام مي كنند و هر گونه مشكل را با بيان و دليل و حجت آسان مي سازند . 2- رأفت مهرباني رافت و مهرباني حضرت امام رضا (عليه السلام ) به مردم آنچنان زياد بوده و هست كه همگان كم و بيش از آن آگاهيم علاوه بر رواياتي كه در اين باره وجود دارد . معجزات بسيار شگفت انگيزي كه از آن حضرت و اقع شده خود دليل بر مهرباني در رافت بسيار شديد آن حضرت به مردم است . جنازه يك شيعه و حضرت اما م رضا عليه السلام ابن شهر آشوب از موسي بن سيار روايت كرده كه گفت : من با حضرت امام رضا عليه السلام بودم و با آن حضرت به شهر طوس نزديك شد ه بوديم كه صداي فغاني را شنيديم در پس صدا رفتيم ناگاه به جنازه اي برخورديم چون نگاهم به جنازه افتاد ديدم آقايم پا از ركاب خالي كرد و از اسب پياده شد و نزديك جنازه رفت و او را بلند كرد پس خود را به آن چسبانيد آنگونه كه بره نوزاد خود را به مادر مي چسباند آنگاه رو به من نمود فرمود: اي موسي بن سيار هر كس مشايعت كند جنازه ي دوستي از دوستان ما را، از گناهان خود بيرون مي شود مانند روزي كه از مادر متولد شده كه هيچ گناهي بر او نيست . چون جنازه را نزديك قبر بر زمين نهادند آقاي خود امام رضا عليه السلام را ديدم كه به طرف ميت رفت و مردم را كنار كرد تا خود را به جنازه رسانيد پس دست خود را به سينه او نهاد و فرمود : اي فلان بن فلان ، بشارت تو را به بهشت بعد از اين ساعت ديگر وحشت و ترسي براي تو نيست من عرض كردم : فداي تو شوم آيا اين ميت را ميشناسي و حال آنكه به خدا سوگند اين سرزمين را تا به حال نديده و نيامده بوديد؟! فرمود : اي موسي آيا مي داني كه اعمال شيعيان ما در هر صبح شام بر ما امامان عرضه مي شود ؟ پس اگر تقصيري در اعمال ايشان ديديم از خدا مي خواهيم كه او را عفو كند و اگر كار خوب از او ديديم از خدا براي او پاداش نيكو در خواست مي كنيم . مهرباني امام عصر ارواحنا فداه نيز آنچنان وسيع و گسترده است كه در عصر ظهور آن حضرت نه تنها در ميان دوستان و شيعيان خاص بلكه در سراسر عالم بساط رأفت و مهرباني را در ميان تمامي مردمان عصر ظهور مي گسترانند(كاري ازموسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۷ آبان ۱۳۹۶     ۱۰:۵۹:۲۹     اميني
برچسب: نقاط اشتراك امام رضا وامام زمان .بحث واقامه برهان ودليل .مهرباني .موسسه گوهر،

امام زمان(عج)فرزند امام حسين است يا امام حسن ؟

 با استفاده از روايات اسلامي، قطعي و مسلم است كه امام زمان (عج) از فرزندان امام حسين (ع) است. چنانكه حذيفه، از پيغمبر اكرم (ص) روايت مي كند كه فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نمانده باشد، خدا آن روز را طولاني گرداند تا مردي از اولاد مرا، كه همنام من است برانگيزد، سلمان عرض كرد: يا رسول الله! از كدام فرزندانت به وجود مي آيد؟ پيغمبر (ص) دست مباركش را بر حسين زده فرمود: از اين. و نيز ابو وائل گويد: حضرت علي (ع) به فرزندش حسين (ع) نگاه كرد و فرمود: اين پسرم آقا و سيد است چنانكه خدا او را آقا و سيد ناميده! و از پشت او مردي همنام پيغمبر (ص) و شبيه آن حضرت در خلقت و اخلاق بيرون آيد كه در وقت غفلت مردم، و ضايع شدن حق و ظهور ظلم و ستم، خروج كند. به خدا سوگند، اگر خروج نكند (و شمشير به دست نگيرد) گردنش را مي زنند. از خروجش ساكنان آسمان خشنود شوند و زمين را از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده باشد.» " روايات اندكي نيز وجود دارد كه امام زمان (عج) از فرزندان امام حسن مجتبي معرفي نموده اند. مثلا در همين روايت امير المؤمنين (ع) جاي حسين، حسن آورده شده است. اما بعيد نيست كه احاديث حاكي از اينكه مهدي از اولاد امام حسن (ع) است، ساختگي باشد. زيرا عوامل جعل آن به همان عوامل سياسي شباهت دارد كه بني عباس را به جعل احاديثي مبني بر اينكه مهدي از اولاد عباس است وادار ساخته است. يكي از عوامل اين است كه فرزندان امام حسن (ع)، به منظور تشكيل حكومت به استفاده از آن متوسل شدند. و اما اينكه به چه دليل حضرت مهدي (عج) از فرزندان امام حسين (ع) است نه امام حسن (ع)، و اصولا چرا از فرزندان امام مجتبي (ع) كسي به امامت نرسيد؟ در روايات نكات و دلايلي به چشم مي خورد كه بدان اشاره مي شود. ضمن اينكه بايد توجه داشت كه اين مسئله از مصالح الهي است. چنانكه امام رضا (ع) در پاسخ به اين پرسش كه: چرا امامت در فرزندان حسين قرار گرفت نه در فرزندان حسن فرمود: «زيرا خداوند خواسته است كه از فرزندان حسين (ع) باشد و از فرزندان حسن (ع) نباشد و خداوند هيچ گاه از آنچه انجام مي دهد مورد سوال قرار نمي گيرد.» . در روايت ديگري امام صادق (ع) به وضع موسي و هارون عليهما السلام اشاره كرده و علت اين مسئله را بدانها تشبيه نموده است. چنانكه هشام بن سالم از آن حضرت سوال كرد: امام حسن (ع) افضل است، يا امام حسين (ع)؟ امام صادق (ع) فرمود: حسن، عرض كرد: پس چرا امامت بعد از حسين در فرزندان او است، نه فرزندان حسن (ع)؟ فرمود: خداوند متعال دوست داشت كه سنت موسي و هارون را در رابطه با حسن و حسين عليهما السلام نيز قرار دهد. آيا نمي بيني كه موسي و هارون هر دو پيامبر بودند، همان طوري كه حسنين (ع) هر دو امام هستند؟ و خداوند عز و جل، نبوت را در فرزندان هارون قرار داد نه در فرزندان موسي، اگر چه موسي از هارون برتر بود...». و اين روايت نيز بر مصلحت و حكمت الهي دلالت دارد. ناگفته پيداست كه هيچ يك از امامان معصوم عليهم السلام، بر ديگران فضيلت و برتري معنوي ندارد، هر چند براي امير المؤمنين (ع) در برخي از روايات، نوعي برتري مشاهده مي شود؛ و لذا مراد از برتري امام حسن از امام حسين (ع)، نمي تواند برتري معنوي باشد. منابع: كتاب الغيبه، شيخ طوسي، ص 116 ". ذخائر العقبي، محب الدين طبري، ص 136(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۶ آبان ۱۳۹۶     ۱۰:۱۵:۲۰     اميني
برچسب: امام زمان فرزند امام حسن است يا امام حسين؟.،

بعثت وظهور

بعثت پيامبر آخرالزمان و ظهور منجي آخرالزمان تـورق(ورق زدن) در كتب پيشينيان و بررسي پيش‎گويي‎هايي موجود در كتاب مقدس، اين مهم را نشان مي‎دهد كه دو واقعه بزرگ، به عنوان نقطه عطف سرنوشت بشريت، عنوان شده‎است و با مضامين و عبارات مختلف، به پيش‎گويي در مورد آن‎ها پرداخته‎شده‎است. يكي از اين دو واقعه بعثت پيامبر آخرالزمان و ديگري ظهور منجي آخرالزمان و رسيدن تاريخ بشر به مدينه فاضله الهي است. پيش‎گويي اين دو واقعه ما را برآن داشت تا پس از بررسي‎هاي در ميان روايات ديني شباهت‎هاي عجيب و فراواني ويژگي‎هاي بعثت و ظهور از لحاظ بستر اجتماعي، فرهنگي و اعتقادي بيابيم. اين نوشتار كوتاه در نظر دارد به صورت اجمالي به بررسي برخي از اين شباهت‎ها و تفاوت‎ها بپردازد. شباهتــــــــــــها • شايد بتوان وجود جاهليت در عرصه اجتماعي را اولين و مهم‎ترين شباهت ميان عصر بعثت و عصر منتهي به ظهور دانست. يعني پيش از ظهور مانند عصر بعثت جاهليتي عميق اما اين بار مدرن سراسر جهان را فراخواهد گرفت و تنها منجي الهي مي‎تواند به آن پايان دهد. • شباهبت ديگر، بحث غربت اسلام است؛ چنانكه در حديثي پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اسلام آغازش با غربت بود و باز غريب خواهد شد و خوش به حال كساني كه غريب اند.»(1) در تفسير اين حديث كه باز اسلام به غربت باز خواهد گشت، گفته مي‎شود اين ناظر به دوران قبل از ظهور و در آستانه ظهور است، يعني همان‎طور كه در فضاي غريبانه و شرك آلود عربستان، پيامبر (ص) برانگيخته شده و اسلام را با سختي‎هاي بسيار توسعه و ترويج دادند، اسلام دوباره به دليل انحرافات و اينكه امت به بيانات قرآن و سنت عمل نمي‎كنند، غريب و ضعيف مي‎شود و در عصر آمدن امام عصر (عج)، اسلام در يك ضعف و غربت قرار مي‎گيرد. بايدگفت منظور از غربت اين است كه كساني كه تبليغ اسلام راستين را مي‎كنند در اقليت قرار مي‎گيرند و علي‎رغم تلاش‎هاي فراوان غريب هستند، همانطور كه در دوران كنوني كساني كه خود را خادم حرمين شريفين مي‎دانند سررشته تمام خونريزي‎ها در منطقه و حتي جهان هستند. • بعثت و ظهور را بايد دو انقلاب بزرگ اسلامي دانست كه براي احياگري توحيد به وقوع پيوسته و مي پيوندد. بنابراين بايد گفت پيامبر فردي از بين مردم بود كه جامعه خود محور را خدامحور كرد كه اين موضوع در زمان ظهور امام زمان (عج) محقق مي‌شود. • هدف بعثت رسول خدا (ص) اين بود كه فكر و انديشه مردم، قرآني شود و در حقيقت زيبايي ظهور اين است كه مردم بر اساس قرآن مي‌انديشند يعني يقين پيدا مي‌كنند عزت به دست خداست. • در زمينه چگونگي حكومت، بايد گفت مطابق با روايات اسلامي امام مهدي (عج) سيره و سنت پيامبر (ص) را احيا مي‎كنند يعني امام عصر (عج) در وقت ظهور هر آنچه از قرآن و سنت نبوي فراموش شده و به حاشيه رفته است را زنده و عملي مي‎كنند؛ بنابراين، از نظر نوع و اصول حكومت شبيه حكومت نبوي است؛ به عبارت بهتر همان طور كه مردم در جنگ‎ها شركت كرده و حكومت را حفظ مي‎كردند در عصر ظهور اين مردم اند كه بايد به ميدان بيايند و طبق قانون كلي قرآن كه تصريح مي كند: «مردم بايد براي عدالت به پا خيزند»، در حكومت جهاني حضرت حجت (عج) اين مردم اند كه بايد قسط را اقامه كنند. از اين رو و بنابر روايات، مردم در عصر ظهور نقش مهمي دارند و بايد امام عصر (عج) را ياري كنند، و اين يكي از مهم‎ترين شباهت‎هاي حكومت نبوي و مهدوي است. • بررسي احاديث نشان از اين دارد كه دوران قبل از بعثت پيامبر (ص) كساني كه مژده ظهور پيامبر آخرالزمان را مي‎دادند با تمسخر از سوي افراد غيرمطلع و نادان مواجه مي‎شدند اما ديري نگذشت كه حقيقت اين بشارت به وقوع پيوست و انكاركنندگان را روسياه كرد! در موضوع ظهور حضرت حجت (عج) نيز آمده‎است كه مژده دهندگان و مبشران ظهور امام مهدي (عج) توسط گروه ظالمين مورد تمسخر قرار مي‎گيرند. بنابراين اين مژده دادن و انكار حضرت (ع) نيز به عنوان شباهت عصر بعثت و عصر ظهور مطرح است. • بهره‌مندي مستضعفان از جمله بركات مبعث نوراني پيامبر اكرم (ص) بوده كه در ظهور امام زمان (عج) اين موضوع تحقق پيدا مي‌كند و همان‎گونه كه به صراحت در قرآن آمده‎است، مستضعفان وارثان زمين خواهند شد. • هجرت عده اي از يهوديان از بيت المقدس به اطراف يثرب (مدينه كنوني) در سال‎هاي قبل از بعثت حضرت محمد با هدف تاثيرگذاري بر چگونگي اداره حكومت آخرالزمان و حتي كارشكني در آن، از شباهت‎هاي عجيب ميان عصر بعثت و آخرالزمان منتهي به ظهور است. بدين معنا كه صاحب‎نظران بر اين اعتقادند كه اصلي‎ترين نگاه در تشكيل يك حكومت يهودي در منطقه خاورميانه نگاه آخرالزماني و با هدف باطل كارشكني و دشمني با منجي موعود بوده‎است. تفاوتـــــــــــــــــــــها • در ارتباط با فرق اصلي ميان بعثت پيامبر (ص) و ظهور امام مهدي (عج) بايد گفت بعثت پيامبر (ص) به زمينه سازي نياز نداشت و خداوند ايشان را بدون ياور مبعوث كرد و ايشان بتدريج و يك تن يك تن، ياراني را جمع كردند و بعد از 13 سال در مدينه حكومت تشكيل دادند اما در ارتباط با امام عصر (عج) اين مردم هستند كه بايد زمينه ساز بوده و فرامين ايشان را انجام داده و ياراني را پرورش دهند؛ از اين رو، نمي توان گفت ظهور همچون بعثت است كه حضرت مهدي (عج) يار جمع كنند و بعد حكومت تشكيل دهند. • از اين رو در روايات است كه اگر ياران حضرت (عج) كامل شوند ايشان ظهور مي‎كنند، بنابراين براي ظهور امام عصر (عج)، مردم بايد قدم پيش بگذارند و آمادگي خود را به اثبات برسانند. • تفاوت ديگر، مربوط به موضوع پذيرش عمومي است يعني در بعث انبياء بحث پذيرش عمومي و اينكه مردم بايد آماده پذيرش باشند به عنوان شرط نبوت لحاظ نشده از اين رو، خداوند رسولان را در جامعه اي كاملا ظالم و غافل مبعوث مي‎كرد تا پيامبران كم كم با تبليغ، هم ياران را جمع و هم فضاي جامعه را آماده كنند اما در رابطه با ظهور امام زمان (عج) اينطور نيست يعني بايد هر دوي اين موارد را مردم ايجاد كنند يعني هم تربيت ياران و هم زمينه سازي براي پذيرش و اين تفاوت بعثت با ظهور است. آنچنان كه در روايات است كه مردم حكومت را براي حاكميت ايشان آماده كنند تا حضرت (عج) بيايند و گام هاي اصلي را بردارند و ايشان در شرايطي ظهور مي كنند كه اكثريت جامعه مهياي پذيرش اين ظهور و حكومت جهاني ايشان باشند آنهم مشتاقانه و با عطش. اميداست خداوند ما را زمينه‎سازان خير ظهور قرار دهد(ان شاءالله)1) شيخ صدوق/ كمال الدين(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۵ آبان ۱۳۹۶     ۰۹:۳۲:۴۶     اميني
برچسب: بعثت پيامبر .ظهور امام زمان .موسسه گوهر.بعثت جاهليت.غربت اسلام.هدف بعثت.احيا كننده سنت پيامبر.حكومت جهاني حضرت حجت.حكومت نيكي و مهدوي.،

عضویت

نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :

پنل کاربری


نام کاربری :
پسورد :

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان