كي مي آيي؟

علامت هاي امامت امام زمان عج

نوع ديگر از نشانه هاي حضرت مهدي علامات امامت است، به طور كلي هركس امام باشد بايد داراي اين خصوصيات باشد كه نشانه و علامت امامت او است، اين علامات در اخبار متعدده ذكر شده كه هر حديثي متعرض قسمتي از آن گشته و اكثر آن اخبار در مجلد هفتم بحار الانوار باب جامع در صفات امام و شرايط او ص ۲۰۰ مسطور است. حديثي كه از همه بيشتر ذكر علامات كرده حديثي است كه از حضرت رضا (ع) روايت شده كه مشتمل بر سي علامت است در «من لا يحضره الفقيه» و «معاني الاخبار» و «خصال» و «عيون الاخبار الرضا (ع)» و «احتجاج» طبرسي و مجلد هفتم «بحار» و در «اثبات الهداه» ج ۷ از همه نقل كرده مجموع علامات بهطور تلخيص از آن حديث و غير او نقل ميشود: ۱- متولد ميشود پاك و پاكيزه. ۲- ختنه شده. ۳- چون از شكم مادر به زمين آيد بر دو كف خود قرار گيرد و صدا به شهادتين بلند كند. ۴- محتلم نشود. ______________________________ (۱)- معجم احاديث الامام المهدي ۴/ ۱۵۴ ح ۱۲۱۱؛ كمال الدين ۲/ ۳۷۶ ح ۷؛ بحار ۵۲/ ۳۲۲ ح ۳۰٫ (۲)- من لا يحضر الفقيه ۴/ ۴۱۸ ح ۵۹۱۴٫ (۳)- خصال ۵۲۷ ابواب الثلاثين ۱٫ (۴)- عيون اخبار الرضا ۱/ ۲۱۲ باب ۱۹ حديث ۱٫ (۵)- احتجاج ۲/ ۴۳۶٫ (۶)- بحار ۲۵/ ۱۱۶ باب ۴ ح ۱٫ مهدي منتظر عجل الله تعالي فرجه الشريف، ص: ۲۹ ۵- چشم او بخوابد و دل او بيدار باشد. ۶- او را سايه نباشد. ۷- از پشت سر ببيند چنانچه از پيشرو ميبيند. ۸- او را خميازه و دهندره نباشد. ۹- بول و غائط او ديده نشود، زمين آن را ببلعد. ۱۰- بوي بول و غائط او از مشك خوشبوتر باشد- يعني در حال قضاي حاجت اگر چه عينش ديده نميشود-. ۱۱- از همه مردم عاملتر باشد. ۱۲- از همه حليمتر. ۱۳- از همه عابدتر. ۱۴- از همه حاكمتر يعني حكمش از همه بهتر باشد. ۱۵- از همه پرهيزگارتر باشد. ۱۶- از همه شجاعتر. ۱۷- از همه سخيتر. ۱۸- از همه عاملتر به كتاب خدا باشد. ۱۹- از همه تواضعش براي خدا بيشتر باشد. ۲۰- از همه عالمتر باشد به آنچه امر ميكند. ۲۱- از همه ترككنندهتر باشد از آنچه نهي ميكند. ۲۲- مهربانتر است به مردم از خود ايشان. ۲۳- داراي معجزه باشد. ۲۴- محدث باشد تا هنگامي كه از دنيا برود، يعني ملائكه با وي حديث گويند. ۲۵- مستجاب الدعوه باشد حتي اينكه اگر بر سنگي دعا كند دو نيم گردد. ______________________________ (۱)- جلد ۱۳ بحار از امام رضا (ع) و رد به معجم الاحاديث المهدي ۵/ ۳۰۰ ح ۱۷۳۰٫ مهدي منتظر عجل الله تعالي فرجه الشريف، ص: ۳۰ ۲۶- سلاح و شمشير پيغمبر (ص) يعني ذوالفقار نزد او باشد. ۲۷- زره پيغمبر (ص) بر تن او راست آيد و چون ديگري بپوشد خواه بلند و خواه كوتاه قدر يك وجب زياد آيد. ۲۸- مصحف فاطمه عليها السلام نزد او باشد. ۲۹- جامعه نزد او باشد و آن صحيفهاي است كه طولش هفتاد ذراع است و در وي آنچه بني آدم محتاج است مضبوط است. ۳۰- جفر اكبر و جفر اصغر نزد او است، يكي پوست قوچ و ديگري پوست بز است كه همه علوم در اين دو هست حتي ديه خراشي كه در صورت و بدن واقع شود، حتي خراش تمام پوست و نصف پوست و ثلث پوست. ۳۱- نزد او صحيفهاي است كه در وي اسامي شيعيان او تا روز قيامت ثبت است. برگرفته از كتاب مهدي منتظر نوشته: محمد جواد حيدري خراساني(كاري ازموسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۱ آذر ۱۳۹۶     ۱۰:۲۸:۲۸     اميني
برچسب: علامات امامت امام زمان.موسسه گوهر،

فلسفه خطبه خواني شب شهادت امام رضا(ع)

مراسم خطبه خواني يك آئيني سنتي است كه بر اساس وقف نامه عليشاه، حاكم وقت خراسان در ۱۱۶۰ هجري قمري همه ساله در شب شهادت امام رضا(ع) و شب عاشورا حسيني برگزار مي شود. در قالب اين مراسم، توليت و خدام آستان قدس رضوي در حالي كه شمع هاي روشن در دست دارند، گرداگرد صحن انقلاب اسلامي حلقه مي زنند و با مرثيه سرايي و عزاداري و قرائت خطبه ويژه اين شب شامل شهادت به يگانگي ذات اقدس الهي، حمد و ستايش پروردگار يكتا و درود و رحمت بر رسول اكرم(ص) و همچنين سلام و درود بر ائمه معصومين(ع)، شهدا و امام راحل و آرزوي سلامتي و طول عمر مقام معظم رهبري، فرارسيدن ايام عزا را به محضر ولي نعمتمان حضرت امام رضا(ع) و امام زمان(عج) تسليت عرض مي كنند..كاري از موسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۸ آبان ۱۳۹۶     ۱۲:۱۲:۱۱     اميني
برچسب: فلسفه خطبه خواني شب شهادت امام رضا .موسسه گوهر.مراسم خطبه خواني.وقف نامه عليشاه.،

لذتهاي معنوي

ميرستار مهديزاده -  نورانيت و صفاي معنوي نوعي هديه ملكوتي و اخروي است كه باعث لذّت شديد روح و آرامش روان آدمي است. از آثار نورانيت و حالات معنوي مي توان به لذّت بردن دائمي حتي در خواب، به دست آوردن آرامش حقيقي در گوهر و هسته دروني و محوري ذات انساني اشاره كرد. و از طرفي، انسان را آرام از تمام اضطراب ها، ترس ها، نگراني ها و هر نوع ناراحتي و رنج هاي رواني دنيوي مي كند. خاصيت اطمينان بخشي و روان درماني حالات معنوي، آن قدر زياد و قوي است كه با هيچ شيوه درماني روانشناسي يا دارويي يا تفريحي نمي توان به آن دست يافت. اگر اهل گريه در مجالس مصيبت امام حسين عليه السلام باشيد، مخصوصاً آن گاه كه براي مدتي زياد و به شّدت گريه براي اهل بيت عليهم السلام كنيد، بعد از آن تا مدتي احساس آرامش، سبكي و صفاي لذّت بخش مخصوصي مي كنيد كه يك هزارم آن آرامش در تفريح و سرگرمي و هيچ نوع لذت هاي مادي يافت نمي شود. اگر كسي بتواند با زيارت يا هر عمل صالحي مثل عبادت با توجه، دعا، ذكر و...در سينه خويش صفا و نورانيت ايجاد كند و آن را با خشم، پرخوري، غفلت و مشغوليت به كارهاي غفلت زا، پرخوابي و امثال آن از بين نبرد و براي مدتي با تكرار منظم و زود به زودهمان عمل يا اعمال شبيه آنكه نورانيت معنوي را زياد مي كند، آن صفاي روحي را حفظ كند و عمق بخشد و گسترش دهد، در طول اين مدت از آرامش عجيب، راحتي حقيقي جان و روح، و لذت دائم بهره مند خواهد بود. لذت هاي معنوي شايد ظاهري ديگرگون داشته باشد مثل غمگيني براي مصايب امام حسين، ترس از آخرت و خوف از خدا، توبه و پشيماني از گناه و امثال آن، كه براي افراد بيگانه و غريبه گمان رنج، درد و غيره را ايجاد مي كند؛ اما حقيقت اين است كه مسائل معنوي در عين برخورداري از ظاهري اندوهناك، از باطني شيرين و بسيار لذت بخش برخوردار است. لذا هر كس ذره اي از آن را بچشد عاشق آن مي گردد و اين اول تشنگي معنوي است و هميشه در طلب آن بر مي آيد و ناخود آگاه يا آگاهانه به سوي آن حركت مي كند؛ يعني لذات معنوي به سوي تكامل مي كشد. جذبه روحي اين لذات، از جذّابيت بسيار بالايي برخوردار است و اگر فردي در غفلت ها و لذات نفساني غرق نشود از آن باز نمي ماند. هدف از تأكيد بر ذكر خدا، عبادت، توسل، گريه از خوف خدا، شوق خدا، مصائب ائمه، قرائت قرآن و امثال آن، اين است كه انسان غرقدر لذات معنوي دائمي گردد و سر مست باده هاي پي در پي كوثر روحاني شود. مكتب اهل بيت عليهم السلام در پي آن است كه پيروان خود را طوري پرورش دهد كه دائماً در درياي لذت هاي بسيار عالي و برتر غوطه ور باشند. وادي هاي لذائذ روحاني به سبب گستردگي و كثرت فوق العاده زياد، و عمق و غناي بسيار متعالي، به هيچ وجه قابل مقايسه با حوزه هاي لذايذ مادّي نيست. لذايذ نفساني در حدود شرعي تجويز شدهو برخي حتي موجب سرعت در رسيدن به لذائذ معنوي مي شود مثل بوي خوش، پاكيزگي در لباس و دهان و بدن ؛ اما لذات معنوي در افقي بالاتر مي درخشند.هر اندازه افراد از لذائذ روحاني بهره ببرند، به همان ميزان توسعه وجودي پيدا مي كنند و لايق استفاده بيشتر از لذائذ معنوي مي شوند كه گاه ظرفيت فردي در بهره گيري از لذات معنوي آن چنان زياد مي شود كه در هر لحظه، درياهايي از لذات ناب و غير قابل تصور، بر روح او سرازير مي گردد؛ در حالي كه اطرافيان از طوفان هاي بزرگ روح او بي خبرند. از اين لذائذ، تعبيربه تجليّات، مكاشفات و امثال آن مي شود. وقتي يك تجلّي توحيدي براي عارفي رخ مي دهد، در اثر ديدن يك صحنه معنوي، آن چنان لذات روحاني نصيب او مي شود كه با هيچ مقياس قابل فهم و بيان نيست. مثلاً كسي كه لايق باشد هر روز برايش از عرش الهي رحمت هاي بي شماري سرازير مي شود اگر روح او در مراحل بالايي قرار داشته باشد بدون هيچ محدوديت در مرحله خود، رحمت ناب را بي حدّ و نهايت دريافت مي كند و كمالاتمي يابد و توسعه وجودي پيدا مي كند. هر اندازه در مرحله پايين تر باشد، آن رحمت الهي تبديل به چيزي محدود و كوچك تر مي شود تا براي او قابل درك و استفاده شود. مثلاً يك رحمت و روزي براي يك عارف شايد ديدن صورت امير المؤمنين باشد ولي براي ديگري كه لياقت دريافت آن را ندارد به شكل يك توسل گرم و با حال به حضرت علي عليه السلام داده شود و براي يك بچه در شكل چند عدد بستني، شكلات، ميوه و امثال آن داده شود. اين قانون از پايين به بالا نيز جاري است؛ يعني شما اگر يك چيز مادي مثل همان بستني و ميوه را كه مورد اشتهاي نفس شماست براي خدا به اهلش، مثلاً يك بچه ببخشيد، در مقابل، توفيقي در مرحله بالا متناسب با استعداد و ظرفيت شما از عالم معنا مثل توفيق زيارت، حج و امثال آن نصيب شما مي شود. انفاق، صدقه، زكات و بخشش يعني تبديل لذت هاي محدود و كوچك مادي به بهره ها و لذات توسعه يافته معنوي. عالم معنا، عالم وسعت است و هر چيزي وارد آن شود ذاتاً توسعه پيدا مي كند ؛ چه خوب و چه بد. لذا آثار اعمال در عالم معنا و برزخ، به توان زيادي وسعت مي يابد؛ مثلاً يك كلمه حرف زدن با نامحرم در روايات طوري معرفي شده كه باعث هزار سال زنداني شدن و عذاب برزخي مي شودو يك قطره اشك براي خدا باعث خاموش شدن آتش جهنم براي عامل اين اشك معرفي شده است. عالم معنا و عالم مادّه دو سنخ و ماهيت متفاوت هستند و هر كدام قوانين خاص خود را دارد و ارزش گذاري اعمال در هر عالم با ملاك و مشخصه هاي همان عالم صورت مي پذيرد. براي رسيدن به عالي ترين لذائذ معنوي، بايد دست به دامان اهل بيت شد و به آستان ائمه چنگ توسل زد و اين راهي است كه زائر انتخاب كرده است. اگر زائر با پي گيري در عبادات و حفظ نورانيّت هاي حاصل از زيارات، بتواند سرمايه هاي معنوي را حفظ كند و اين لذت ها را در سينه، محفوظ دارد و توسعه دهد، مي تواند كم كم به اين تجليّات و قدرت ها و لذت هاي بسيار برتر دست يابد. بعد از زيارت، دستاوردهاي معنوي آن را از دست ندهيم، ضايع نكنيم، بلكه آنها را مثل هديه مخصوص امام، پاس بداريم و حفظ كنيم و رشد دهيم تا به عالي ترين عنايات امام و الطاف خداي امام، لياقت دسترسي پيدا كنيم. كاري از موسسه گوهر

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۷ آبان ۱۳۹۶     ۱۱:۴۳:۱۲     اميني
برچسب: لذتهاي معنوي.زيارت.عمل صالح.لذات نفساني.موسسه گوهر،

نقاط اشتراك امام رضا(ع)وامام زمان (عج)

صحيفه رضويه / سيد مرتضي مجتهدي سيستاني                     دو نقطه مشترك در مورد امام رضا (عليه اسلام) و امام زمان ارواحناه فداه : حضرت امام رضا (عليه السلام ) و امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در چندين خصلت مشترك هستند ما در اينجا دو نمونه از عمده ترين آن ها را نام مي بريم : 1- بحث و اقامه برهان و دليل يكي از نقطه هاي مهم اشتراك حضرت امام رضا عليه السلام و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بحث و اقامه برهان و دليل براي مخالفان است . حضرت امام رضا عليه السلام با دانشمندان مخالف بحث نموده وآنان را محكوم مي ساختند؛ امام عصر اروحنا فداه نيز به مخالفان مهلت بحث مي دهند و براي همگان در سرا سر عالم به بيان برهان و دليل مي پردازند. شيخ طبرسي روايت كرده از ابو الصلت هروي كه گفت نديدم عالمتري از علي بن موسي الرضا عليه السلام و نديد او را عالمي مگر آنكه شهادت داد به مثل آنچه من شهادت داده ام. مامون در مجلس هاي متعدد جماعتي از علماء اديان و فقهاء و متكلمين را جمع كرد تا با آن حضرت مناظره و تكلم كنند و آن حضرت بر تمام ايشان غلبه كرد و همگي اقرار كردند بر فضيلت او و قصور خودشان . ابو الصلت گفت : حديث كرد مرا محمد بن اسحاق بن مو سي بن جعفر (عليه السلام ) به پسران خود فرمود كه اي اولاد من ، برادر شما علي بن موسي الرضا (عليه السلام ) عالم آل محمد است از او سوال كنيد معالم دين خود را و حفظ كنيد فرمايشات او را همانا من شنيدم از پدرم جعفر بن محمد كه مكرر به من مي گفت كه عالم آل محمد صلي الله عليه و آله در صلب تو است و اي كاش من او را درك مي كردم همانا او همنام امير المومنين علي (عليه السلام ) است . آري همان گونه كه بحث ها و مناظره هاي حضرت امام رضا (عليه السلام ) در شهرهاي مختلف با بزرگترين دانشمندان جهان به زبان هاي گونان بر توجه مردم نسبت به آن حضرت افزود و باعث گرايش مردم به آن بزرگوار شد . در عصر ظهور نيز امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف بساط بحث و استدلال را با دانشمندان بزرگ جهان مي گسترانند و سراسر گيتي را برهان و دليل و فرهنگ عظيم و مستدل فرا خواهد گرفت و به اين جهت در بسياري از نقاط جهان بدون نياز به جنگ شمشير، مردم جهان فوج فوج و گروه گروه به صف مي پيوندند . حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام از حضرت اميرالمومنين عليه السلام نقل كرده اند كه آن بزگوار فرمودند : ... يملأ الأرض عدلا وقسطا و برهانا. آن حضرت سراسر گيتي را سرشار از عدالت ، قسط و برهان مي سازد. به همين جهت يكي از القاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف (حجت) مي باشد زيرا آن حضرت حجت و دليل را بر همه مردم تمام مي كنند و هر گونه مشكل را با بيان و دليل و حجت آسان مي سازند . 2- رأفت مهرباني رافت و مهرباني حضرت امام رضا (عليه السلام ) به مردم آنچنان زياد بوده و هست كه همگان كم و بيش از آن آگاهيم علاوه بر رواياتي كه در اين باره وجود دارد . معجزات بسيار شگفت انگيزي كه از آن حضرت و اقع شده خود دليل بر مهرباني در رافت بسيار شديد آن حضرت به مردم است . جنازه يك شيعه و حضرت اما م رضا عليه السلام ابن شهر آشوب از موسي بن سيار روايت كرده كه گفت : من با حضرت امام رضا عليه السلام بودم و با آن حضرت به شهر طوس نزديك شد ه بوديم كه صداي فغاني را شنيديم در پس صدا رفتيم ناگاه به جنازه اي برخورديم چون نگاهم به جنازه افتاد ديدم آقايم پا از ركاب خالي كرد و از اسب پياده شد و نزديك جنازه رفت و او را بلند كرد پس خود را به آن چسبانيد آنگونه كه بره نوزاد خود را به مادر مي چسباند آنگاه رو به من نمود فرمود: اي موسي بن سيار هر كس مشايعت كند جنازه ي دوستي از دوستان ما را، از گناهان خود بيرون مي شود مانند روزي كه از مادر متولد شده كه هيچ گناهي بر او نيست . چون جنازه را نزديك قبر بر زمين نهادند آقاي خود امام رضا عليه السلام را ديدم كه به طرف ميت رفت و مردم را كنار كرد تا خود را به جنازه رسانيد پس دست خود را به سينه او نهاد و فرمود : اي فلان بن فلان ، بشارت تو را به بهشت بعد از اين ساعت ديگر وحشت و ترسي براي تو نيست من عرض كردم : فداي تو شوم آيا اين ميت را ميشناسي و حال آنكه به خدا سوگند اين سرزمين را تا به حال نديده و نيامده بوديد؟! فرمود : اي موسي آيا مي داني كه اعمال شيعيان ما در هر صبح شام بر ما امامان عرضه مي شود ؟ پس اگر تقصيري در اعمال ايشان ديديم از خدا مي خواهيم كه او را عفو كند و اگر كار خوب از او ديديم از خدا براي او پاداش نيكو در خواست مي كنيم . مهرباني امام عصر ارواحنا فداه نيز آنچنان وسيع و گسترده است كه در عصر ظهور آن حضرت نه تنها در ميان دوستان و شيعيان خاص بلكه در سراسر عالم بساط رأفت و مهرباني را در ميان تمامي مردمان عصر ظهور مي گسترانند(كاري ازموسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۷ آبان ۱۳۹۶     ۱۰:۵۹:۲۹     اميني
برچسب: نقاط اشتراك امام رضا وامام زمان .بحث واقامه برهان ودليل .مهرباني .موسسه گوهر،

امام زمان(عج)فرزند امام حسين است يا امام حسن ؟

 با استفاده از روايات اسلامي، قطعي و مسلم است كه امام زمان (عج) از فرزندان امام حسين (ع) است. چنانكه حذيفه، از پيغمبر اكرم (ص) روايت مي كند كه فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نمانده باشد، خدا آن روز را طولاني گرداند تا مردي از اولاد مرا، كه همنام من است برانگيزد، سلمان عرض كرد: يا رسول الله! از كدام فرزندانت به وجود مي آيد؟ پيغمبر (ص) دست مباركش را بر حسين زده فرمود: از اين. و نيز ابو وائل گويد: حضرت علي (ع) به فرزندش حسين (ع) نگاه كرد و فرمود: اين پسرم آقا و سيد است چنانكه خدا او را آقا و سيد ناميده! و از پشت او مردي همنام پيغمبر (ص) و شبيه آن حضرت در خلقت و اخلاق بيرون آيد كه در وقت غفلت مردم، و ضايع شدن حق و ظهور ظلم و ستم، خروج كند. به خدا سوگند، اگر خروج نكند (و شمشير به دست نگيرد) گردنش را مي زنند. از خروجش ساكنان آسمان خشنود شوند و زمين را از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده باشد.» " روايات اندكي نيز وجود دارد كه امام زمان (عج) از فرزندان امام حسن مجتبي معرفي نموده اند. مثلا در همين روايت امير المؤمنين (ع) جاي حسين، حسن آورده شده است. اما بعيد نيست كه احاديث حاكي از اينكه مهدي از اولاد امام حسن (ع) است، ساختگي باشد. زيرا عوامل جعل آن به همان عوامل سياسي شباهت دارد كه بني عباس را به جعل احاديثي مبني بر اينكه مهدي از اولاد عباس است وادار ساخته است. يكي از عوامل اين است كه فرزندان امام حسن (ع)، به منظور تشكيل حكومت به استفاده از آن متوسل شدند. و اما اينكه به چه دليل حضرت مهدي (عج) از فرزندان امام حسين (ع) است نه امام حسن (ع)، و اصولا چرا از فرزندان امام مجتبي (ع) كسي به امامت نرسيد؟ در روايات نكات و دلايلي به چشم مي خورد كه بدان اشاره مي شود. ضمن اينكه بايد توجه داشت كه اين مسئله از مصالح الهي است. چنانكه امام رضا (ع) در پاسخ به اين پرسش كه: چرا امامت در فرزندان حسين قرار گرفت نه در فرزندان حسن فرمود: «زيرا خداوند خواسته است كه از فرزندان حسين (ع) باشد و از فرزندان حسن (ع) نباشد و خداوند هيچ گاه از آنچه انجام مي دهد مورد سوال قرار نمي گيرد.» . در روايت ديگري امام صادق (ع) به وضع موسي و هارون عليهما السلام اشاره كرده و علت اين مسئله را بدانها تشبيه نموده است. چنانكه هشام بن سالم از آن حضرت سوال كرد: امام حسن (ع) افضل است، يا امام حسين (ع)؟ امام صادق (ع) فرمود: حسن، عرض كرد: پس چرا امامت بعد از حسين در فرزندان او است، نه فرزندان حسن (ع)؟ فرمود: خداوند متعال دوست داشت كه سنت موسي و هارون را در رابطه با حسن و حسين عليهما السلام نيز قرار دهد. آيا نمي بيني كه موسي و هارون هر دو پيامبر بودند، همان طوري كه حسنين (ع) هر دو امام هستند؟ و خداوند عز و جل، نبوت را در فرزندان هارون قرار داد نه در فرزندان موسي، اگر چه موسي از هارون برتر بود...». و اين روايت نيز بر مصلحت و حكمت الهي دلالت دارد. ناگفته پيداست كه هيچ يك از امامان معصوم عليهم السلام، بر ديگران فضيلت و برتري معنوي ندارد، هر چند براي امير المؤمنين (ع) در برخي از روايات، نوعي برتري مشاهده مي شود؛ و لذا مراد از برتري امام حسن از امام حسين (ع)، نمي تواند برتري معنوي باشد. منابع: كتاب الغيبه، شيخ طوسي، ص 116 ". ذخائر العقبي، محب الدين طبري، ص 136(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۶ آبان ۱۳۹۶     ۱۰:۱۵:۲۰     اميني
برچسب: امام زمان فرزند امام حسن است يا امام حسين؟.،

بعثت وظهور

بعثت پيامبر آخرالزمان و ظهور منجي آخرالزمان تـورق(ورق زدن) در كتب پيشينيان و بررسي پيش‎گويي‎هايي موجود در كتاب مقدس، اين مهم را نشان مي‎دهد كه دو واقعه بزرگ، به عنوان نقطه عطف سرنوشت بشريت، عنوان شده‎است و با مضامين و عبارات مختلف، به پيش‎گويي در مورد آن‎ها پرداخته‎شده‎است. يكي از اين دو واقعه بعثت پيامبر آخرالزمان و ديگري ظهور منجي آخرالزمان و رسيدن تاريخ بشر به مدينه فاضله الهي است. پيش‎گويي اين دو واقعه ما را برآن داشت تا پس از بررسي‎هاي در ميان روايات ديني شباهت‎هاي عجيب و فراواني ويژگي‎هاي بعثت و ظهور از لحاظ بستر اجتماعي، فرهنگي و اعتقادي بيابيم. اين نوشتار كوتاه در نظر دارد به صورت اجمالي به بررسي برخي از اين شباهت‎ها و تفاوت‎ها بپردازد. شباهتــــــــــــها • شايد بتوان وجود جاهليت در عرصه اجتماعي را اولين و مهم‎ترين شباهت ميان عصر بعثت و عصر منتهي به ظهور دانست. يعني پيش از ظهور مانند عصر بعثت جاهليتي عميق اما اين بار مدرن سراسر جهان را فراخواهد گرفت و تنها منجي الهي مي‎تواند به آن پايان دهد. • شباهبت ديگر، بحث غربت اسلام است؛ چنانكه در حديثي پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اسلام آغازش با غربت بود و باز غريب خواهد شد و خوش به حال كساني كه غريب اند.»(1) در تفسير اين حديث كه باز اسلام به غربت باز خواهد گشت، گفته مي‎شود اين ناظر به دوران قبل از ظهور و در آستانه ظهور است، يعني همان‎طور كه در فضاي غريبانه و شرك آلود عربستان، پيامبر (ص) برانگيخته شده و اسلام را با سختي‎هاي بسيار توسعه و ترويج دادند، اسلام دوباره به دليل انحرافات و اينكه امت به بيانات قرآن و سنت عمل نمي‎كنند، غريب و ضعيف مي‎شود و در عصر آمدن امام عصر (عج)، اسلام در يك ضعف و غربت قرار مي‎گيرد. بايدگفت منظور از غربت اين است كه كساني كه تبليغ اسلام راستين را مي‎كنند در اقليت قرار مي‎گيرند و علي‎رغم تلاش‎هاي فراوان غريب هستند، همانطور كه در دوران كنوني كساني كه خود را خادم حرمين شريفين مي‎دانند سررشته تمام خونريزي‎ها در منطقه و حتي جهان هستند. • بعثت و ظهور را بايد دو انقلاب بزرگ اسلامي دانست كه براي احياگري توحيد به وقوع پيوسته و مي پيوندد. بنابراين بايد گفت پيامبر فردي از بين مردم بود كه جامعه خود محور را خدامحور كرد كه اين موضوع در زمان ظهور امام زمان (عج) محقق مي‌شود. • هدف بعثت رسول خدا (ص) اين بود كه فكر و انديشه مردم، قرآني شود و در حقيقت زيبايي ظهور اين است كه مردم بر اساس قرآن مي‌انديشند يعني يقين پيدا مي‌كنند عزت به دست خداست. • در زمينه چگونگي حكومت، بايد گفت مطابق با روايات اسلامي امام مهدي (عج) سيره و سنت پيامبر (ص) را احيا مي‎كنند يعني امام عصر (عج) در وقت ظهور هر آنچه از قرآن و سنت نبوي فراموش شده و به حاشيه رفته است را زنده و عملي مي‎كنند؛ بنابراين، از نظر نوع و اصول حكومت شبيه حكومت نبوي است؛ به عبارت بهتر همان طور كه مردم در جنگ‎ها شركت كرده و حكومت را حفظ مي‎كردند در عصر ظهور اين مردم اند كه بايد به ميدان بيايند و طبق قانون كلي قرآن كه تصريح مي كند: «مردم بايد براي عدالت به پا خيزند»، در حكومت جهاني حضرت حجت (عج) اين مردم اند كه بايد قسط را اقامه كنند. از اين رو و بنابر روايات، مردم در عصر ظهور نقش مهمي دارند و بايد امام عصر (عج) را ياري كنند، و اين يكي از مهم‎ترين شباهت‎هاي حكومت نبوي و مهدوي است. • بررسي احاديث نشان از اين دارد كه دوران قبل از بعثت پيامبر (ص) كساني كه مژده ظهور پيامبر آخرالزمان را مي‎دادند با تمسخر از سوي افراد غيرمطلع و نادان مواجه مي‎شدند اما ديري نگذشت كه حقيقت اين بشارت به وقوع پيوست و انكاركنندگان را روسياه كرد! در موضوع ظهور حضرت حجت (عج) نيز آمده‎است كه مژده دهندگان و مبشران ظهور امام مهدي (عج) توسط گروه ظالمين مورد تمسخر قرار مي‎گيرند. بنابراين اين مژده دادن و انكار حضرت (ع) نيز به عنوان شباهت عصر بعثت و عصر ظهور مطرح است. • بهره‌مندي مستضعفان از جمله بركات مبعث نوراني پيامبر اكرم (ص) بوده كه در ظهور امام زمان (عج) اين موضوع تحقق پيدا مي‌كند و همان‎گونه كه به صراحت در قرآن آمده‎است، مستضعفان وارثان زمين خواهند شد. • هجرت عده اي از يهوديان از بيت المقدس به اطراف يثرب (مدينه كنوني) در سال‎هاي قبل از بعثت حضرت محمد با هدف تاثيرگذاري بر چگونگي اداره حكومت آخرالزمان و حتي كارشكني در آن، از شباهت‎هاي عجيب ميان عصر بعثت و آخرالزمان منتهي به ظهور است. بدين معنا كه صاحب‎نظران بر اين اعتقادند كه اصلي‎ترين نگاه در تشكيل يك حكومت يهودي در منطقه خاورميانه نگاه آخرالزماني و با هدف باطل كارشكني و دشمني با منجي موعود بوده‎است. تفاوتـــــــــــــــــــــها • در ارتباط با فرق اصلي ميان بعثت پيامبر (ص) و ظهور امام مهدي (عج) بايد گفت بعثت پيامبر (ص) به زمينه سازي نياز نداشت و خداوند ايشان را بدون ياور مبعوث كرد و ايشان بتدريج و يك تن يك تن، ياراني را جمع كردند و بعد از 13 سال در مدينه حكومت تشكيل دادند اما در ارتباط با امام عصر (عج) اين مردم هستند كه بايد زمينه ساز بوده و فرامين ايشان را انجام داده و ياراني را پرورش دهند؛ از اين رو، نمي توان گفت ظهور همچون بعثت است كه حضرت مهدي (عج) يار جمع كنند و بعد حكومت تشكيل دهند. • از اين رو در روايات است كه اگر ياران حضرت (عج) كامل شوند ايشان ظهور مي‎كنند، بنابراين براي ظهور امام عصر (عج)، مردم بايد قدم پيش بگذارند و آمادگي خود را به اثبات برسانند. • تفاوت ديگر، مربوط به موضوع پذيرش عمومي است يعني در بعث انبياء بحث پذيرش عمومي و اينكه مردم بايد آماده پذيرش باشند به عنوان شرط نبوت لحاظ نشده از اين رو، خداوند رسولان را در جامعه اي كاملا ظالم و غافل مبعوث مي‎كرد تا پيامبران كم كم با تبليغ، هم ياران را جمع و هم فضاي جامعه را آماده كنند اما در رابطه با ظهور امام زمان (عج) اينطور نيست يعني بايد هر دوي اين موارد را مردم ايجاد كنند يعني هم تربيت ياران و هم زمينه سازي براي پذيرش و اين تفاوت بعثت با ظهور است. آنچنان كه در روايات است كه مردم حكومت را براي حاكميت ايشان آماده كنند تا حضرت (عج) بيايند و گام هاي اصلي را بردارند و ايشان در شرايطي ظهور مي كنند كه اكثريت جامعه مهياي پذيرش اين ظهور و حكومت جهاني ايشان باشند آنهم مشتاقانه و با عطش. اميداست خداوند ما را زمينه‎سازان خير ظهور قرار دهد(ان شاءالله)1) شيخ صدوق/ كمال الدين(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۵ آبان ۱۳۹۶     ۰۹:۳۲:۴۶     اميني
برچسب: بعثت پيامبر .ظهور امام زمان .موسسه گوهر.بعثت جاهليت.غربت اسلام.هدف بعثت.احيا كننده سنت پيامبر.حكومت جهاني حضرت حجت.حكومت نيكي و مهدوي.،

ظهور امام زمان

 ظهور پس از ارتداد اكثر معتقدين به امامت حضرت مهدي تعبير برخي از روايات ما چنين است كه ظهور آن بزرگوار اتفاق نمي‌افتد، «حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَكْثَرُ الْقَائِلِينَ‏ بِه‏»[1]! تعبير امام عسكري(عليه السلام)[2] بسيار سنگين است. يعني بيشتر معتقدين به امامت حضرت، از اين عقيده برمي‌گردند و سپس ظهور آن بزرگوار محقق خواهد شد.اين روايت به معناي آن نيست كه ما در راستاي بي‌اعتقادي به امام عصر(عليه السلام) قدم برداريم تا ظهور نزديك شود! اگرچه اين معنا به شكل عجيبي شهرت پيدا كرده اما مشخص نيست اصلاً كسي در عالم تشيع چنين معنايي را از اين روايت برداشت كرده است يا خير! در بين طلبه ها قاعده‌اي وجود دارد كه «رُبَّ شُهرَةٍ لا اصلَ لَها»، برخي چيزها بسيار مشهور است اما هرچه بررسي مي‌كنيم، قائلي براي آن وجود ندارد! اين نيز از آن دسته است. من با همه مطالعاتي كه داشته‌ام، تابه حال در هيچ كتاب و نوشته‌اي از هيچ كسي، مشهور يا غير مشهور نديده‌ام كه او ابراز كند كه چنين اعتقادي دارم! چنين آدم‌هايي اگر هم باشند، علي القاعده تعدادشان در دوره‌ي تاريخ تشيع زياد نبوده است. چنين فهم و برداشتي را هيچ شيعه‌ و اهل سنتي از اين روايات نداشته است. روايات مربوط به ظهور حضرت مهدي(سلام الله عليه) در كتب اهل سنت هم نقل شده است اما آنان نيز چنين برداشتي نداشته‌اند. در روايات پيش‌بيني‌هايي شده كه مثلاً وقتي زمين پر از ظلم و جور شود، حضرت ظاهر مي‌شوند. در ميان اهل سنت نيز مشاهده نشده است كه كسي توصيه كند كه دست به ظلم و جور بزنيد تا ظهور آن موعود نزديك شود! لذا نه در ميان شيعه و نه در بين اهل سنت چنين چيزي مشاهده نشده است. اگر در روايات چنين مسئله‌اي را گفته‌اند، خواسته‌اند به نحوي از آن طرف به شما هشدار دهند كه حتي اگر زمين هم پر از ظلم و جور شد، شما دست از اعتقاد خود بر نداريد. فكر نكنيد كار به آخر رسيده و رشته‌ي كار از دست خدا به در رفته است و ديگر قابل اصلاح نيست. به آن‌جا هم كه برسد، خداي متعال قدرت نمايي مي‌كند و حجت خود را ظاهر و بارز مي‌كند. شما درست از طريق حق برنداريد! اگر گفته‌اند «حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَكْثَرُ الْقَائِلِينَ‏ بِه» ظهور اتفاق نمي‌افتد، مگر اين‌كه اكثر آنان كه به امامت اعتقاد دارند، از عقيده‌ي خود برمي‌گردند و از آن دست مي‌شويند، به اين معناست كه شما جزء آن اقليت باش و با اكثريت همراه نشو. لذا در روايات داريم كه مي‌فرمايند: «تَمَسَّكُوا بِالْأَمْرِ الْأَوَّل‏»[3]، يعني به همان اعتقادي كه پدر و مادر و قدماي شما داشته‌اند، باقي بمانيد. [1] كمال الدين و تمام النعمة، ج ‏2، ص 385. [2] امام جواد (عليه السلام) در روايت ديگري مي‌فرمايند: ...أَنَّهُ يَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِكْرِهِ وَ ارْتِدَادِ أَكْثَرِ الْقَائِلِينَ‏ بِإِمَامَتِهِ (كمال الدين و تمام النعمة، ج ‏2، ص 378). [3] الغيبة (للنعماني)، ص 159. برگرفته از maemaeen.ir(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۴ آبان ۱۳۹۶     ۰۹:۲۰:۳۳     اميني
برچسب: ظهور.امامت امام مهدي.معتقدين به امامت امام زمان.پرشدن جهان از ظلم و جور.موسسه گوهر،

مرگ جاهلي در عصر مدرن

بنابر حديث پيامبر گرامي اسلام(ص) كه فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» چرا نشناختن امام زمان، مرگ جاهلي را در پي خواهد داشت؟ پرسش: بنابر حديث پيامبر گرامي اسلام(ص) كه فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» چرا نشناختن امام زمان، مرگ جاهلي را در پي خواهد داشت؟ پاسخ: در آغاز لازم است به خود حديث توجه شده و پيام هايي كه از آن قابل برداشت است، مورد توجه قرار گيرد. پيامبر اكرم(ص) در اين حديث شريف، با به كار بردن عبارت «امام زمانه»، هم به حقيقت و ماهيت مقام امام اشاره مي‌فرمايد و هم به وجود امام در هر زمان. «امام» كسي است كه پس از پيامبر در جايگاه او قرار گرفته، وظايف پيامبر را در رهبري و هدايت مردم بر عهده دارد. او حافظ و نگه دارنده دين به صورت كامل و مفسّر و مبيّن آيات الهي متناسب با نياز مردم است. او همانند پيامبر، شخصي معصوم و تربيت يافته پروردگار است كه بر قلوب انسانها احاطه داشته، عهده دار تزكيه و تهذيب نفوس آنان است. او كسي است كه با آشنايي كامل از مقررات دين، بايد در رأس حكومت جامعه انساني قرار گيرد، تا اجتماع بشري را به درستي رهبري كند و محيطي اسلامي و سالم براي رشد و تعالي افراد فراهم آورد. بلندي مقام امامت از آنجا روشن ميشود كه خداوند آن را «عهد» خود دانسته و از دسترسي انسانهاي ظالم به دور داشته است. قرآن مي‌فرمايد: وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُك لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيتي‏ قالَ لا ينالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ؛ و چون پروردگار ابراهيم، او را با كلماتى بيازمود، و وى همه را به انجام رسانيد. ]خدا به او[ فرمود: «من تو را پيشواى مردم قرار دادم». ]ابراهيم‏[ پرسيد: «از دودمانم ]چطور[؟» خداوند فرمود: «پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد. كلمه «ظالم» در آيه شريف، مطلق بوده و شامل هر نوع ظلم و گناه، حتي ظلم به نفس ميشود و تمام عمر انسان را در بر ميگيرد؛ از اين رو امام بايد فردي معصوم از هر نوع خطا در طول حيات خود باشد. پيامبر(ص) نشناختن چنين امامي را مساوي با مرگ جاهلي قرار داده است؛ مرگي كه كفر و جهالت و ضلالت از مشخصه هاي آن است. نقطه مقابل مرگ، حق و راستي و حركت طبق خواست او و بر اساس دين او است. حال كه نشناختن امام، مرگ غيرِ ديني است، پس شناختن او و پيروي از او، باعث ميشود مرگ انسان طبق دين باشد و ختم به خير و سعادت شود. روشن است كه امام بايد تجسم كامل دين خدا باشد؛ به عبارت ديگر، اسلام و قرآن ناطق باشد. اكنون روشن ميشود كه علاوه بر شناخت شخص امام از نظر اسم و نسب، بايد به بُعد شخصيتي او كه همان حقيقت ولايت و امامت است، توجه نمود. منبع: پرسمان مهدوي(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۳ آبان ۱۳۹۶     ۱۱:۰۴:۵۲     اميني
برچسب: مرگ جاهلي در عصر مدرن .موسسه گوهر.،

شخصيت اجتماعي نواب اربعه

در بررسي شخصيت اجتماعي وكلا بايستي بحث فعاليت هاي سفراء ووكلاي اربعه را پيش كشيد. و وقتي از فعاليت هاي سفرا گفتگو مي كنيم به طور عمومي سخن مي گوييم، زيرا همه آنها هم در روش وهم در هدف شبيه يكديگر بوده اند، چون همگي از يك منبع كه همان وجود مقدس امام دوازدهم است برنامه گرفته اند. ولي در هيچ يك از تواريخ ويژه شيعه فعاليت هاي اجتماعي گسترده اي ويا زيرسازيهاي مهمي جزاندك براي سفراء نقل نكرده اند. وسراين مطلب يكي از چهارچيز بوده است. يك: احتمال عدم قيام آنها به تلاشهاي وفعاليت هاي چشمگير. زيرا بناي آنها بركتمان بوده است وفعاليت هاي وسيع به ندرت قابل كتمان است. ودرصورت افشاء موجب خطر براي آنها مي شد وتمام خطرات متوجه امام زمان عليه السلام مي شد. دو: ممكن آنها فعاليت هاي اجتماعي بزرگ داشته اند وبه گوش دستگاه حكومت هم رسيده ونه به عنوان نيابت بلكه به عنوان اينكه تاجري متدين بوده اند. واز اين رو براي ما نقل نشده است. سه: ممكن خبر فعاليت هاي آنان در مجالس خصوصي آن زمان نقل شده است ولي مورخين به خاطر اكتفا كردن به فضائل ومعجزات ائمه آن را نقل نكرده اند. چهار: احتمال مي رود كه فعاليت هاي آنان در بعضي از تواريخ جامع نقل شده باشد ولي در ضمن تلف دهها هزار كتاب درخلال حمله هاي بيگانگان به كشورهاي اسلامي از بين رفته باشد. ولي در اينكه وكلاي اربعه از مراحل بالاي اخلاص برخوردار بودند، شكي نمي توان داشت. زيرا وكالت خاصه وسفارت را به اشخاصي واگذار مي فرمود كه عادتا محال بود دست از دامن امام بردارند يا چيزي را بگويند كه ايجاد خطري براي امام بنمايد، گرچه گوشت از بدن آنها بچينند ويا استخوان آنها بسايند ونرم كنند، وآنان به عالي ترين درجه اخلاص رسيده بودند. زماني به ابي سهل نوبختي اعتراض شد وشخصي به وي گفت كه چگونه با بودن تو سفارت به حسين بن روح واگذار گرديد؟ در جواب گفت آنها خود داناترند كه چه كسي را برگزينند، من مردي هستم كه با دشمنان روبرو شده وبا آنها مناظره مي كنم، اگر من جاي آن حضرت را چنانكه حسين بن روح مي داند مي دانستم تحت فشار قرار گرفته وشايد جاي آن حضرت را به مردم مي گفتم ولي حسين بن روح اگر حجت (امام) زيردامنش باشد وبامقراض بدنش را قطعه قطعه كند دامن از روي حضرت برنخواهد داشت.1 هدف اساسي از سفارت هدف اساسي از سفارت ونيابت خاصه دوچيز مي تواند باشد: 1- آماده كردن اذهان وافكار براي غيبت كبراي امام مهدي عليه السلام وعادت دادن مردم تدريجا برمسئله فراق ومحجوب بودنن از امام وناراحتي نكردن از موضوع زيرا عدم آمادگي ممكن بود منجر به انكار مطلق امام مهدي عليه السلام گردد. از اين رو مي بينيم كه چگونه عسكريين مسئله احتجاب را تدريجا آغاز كردند، وامام عسكري عليه السلام شخصا خود را بيشتر پوشيده مي داشت، پس دوران سفارت ونيابت خاصه نيز يكي از همان مراحل تدريجي براي آمادگي ذهني مردم به شمار مي آيد. 2- قيام به مصالح اجتماعي ومخصوصا امور مهمه اي طرفداران ائمه عليهم السلام هدف دوم سفرا است، آن مصالح كه طبعا با دوري از امام وپنهان بودن وي از صحنه زندگي از دست مي رود، يا به خطر مي افتد. از اين رو سفارت قرار داده شد تا امام مهدي عليه السلام گرچه شخصا رهبري رسمي نمي كند ولي با رهنمودها وفرمان خود رهبري اجتماع را بنمايد، واين هدف را همه سفراء ونايبان خاص به طور شايسته انجام دادند.2 باتوجه به موارد فوق سفراء ويژگي هاي زير را داشتند: 1- سفراء به طور ناشناس زندگي مي كردند: آنان ملتزم بودند كه زندگي خود را به طور ناشناس بگذرانند، محمد بن عثمان به عنوان تاجري اموال را به امام عليه السلام مي رسانيد ومستقيما به روش معمول خدمت امام نمي آمد، مبادا راهي براي هيئت حاكمه باز شود. هركسي هم مالي براي نايب دوم مي آورد از وضع وحال وي خبري بدست نمي آورد بلكه به وي گفته مي شد برو فلان جا وآنچه به همراه آورده اي تحويل بده وبرو، حتي رسيدي هم به صاحب مال داده نمي شد. وقتي محمد بن عثمان دو سه سال قبل از مرگش، حسين بن روح را معرفي كرد ودستور داد كه از هم اكنون اموال را به وي تسليم كنند، روزي كسي از حسين بن روح رسيد خواست واو از اين جريان به محمد بن عثمان شكايت كرد. راوي مي گويد محمد بن عثمانن به من دستور داد كه تقاضاي رسيد نكنم وآنچه به حسين بن روح داده شود به من رسيده است. وقتي زمان وكالت حسين بن روح رسيد پنهان كاري وكلاء بيشتر شد، زيرا فشار بيشتري وارد مي شد حتي رسما حسين بن روح اظهار گرايش به مذهب اهل تسنن مي كرد واز آن دفاع مي نمود كه اين روش تقيه اي وي را مي رساند. واين روش مؤثر هم بوده است كه حتي مقتدر خليفه عباسي براي نايب سوم امام احترام مي گذاشت.3 2- توجه به مشكلات شيعيان ورفع مشكلات آنان: گرچه بوسيله سفرا مشكلات حل وحوائج برآورده مي شد، ولي در حقيقت در اثر راهنماييهاي حضرت بود، حل مشكلات خانوادگي مثل دعواي زن وشوهر، وشفاي مرض هاي طولاني وصعب العلاج ودرخواست فرزند ودرخواست اجازه مسافرت واذن رفتن به حج ودر خواست كفن كه از حضرت مي شد توسط نواب اربعه به محضر حضرت ارائه وآن خورشيد فروزان مساعدت لازم مي نمود واكثرا توقيعات صادر ويا بادعا مشكلات را حل مي كرد. پس نواب اربعه محل رجوع شيعيان براي حل مشكلات شخصي وخصوصي دوستداران بوده است.4 3- سفرا اموال را گرفته وبه اهلش مي رساندند. يكي از مهمترين كارها وفعاليت هاي سفرا جمع آوري اموال از مردم (خمس و..) وطبق فرمان امام توزيع به مستحقين بوده است. دوستداران وطرفداران ائمه از اطراف واكناف وگوشه وكنارهاي شهر هاي اسلامي اين اموال را به سوي ائمه ودر زمان غيبت صغري به نايبان خاص مي برند و آنان طبق دستور حضرت اموال را به مستحقين وشيعيان نيازمند توزيع مي نمودند.5 نتيجه گيري نواب اربعه بدون شك از مخلص ترين شيعيان وياران ائمه بوده است. ونايب اول ودوم حتي مورد تأييد امام حسن عسكري عليه السلام نيز بوده وعثمان بن سعيد وكيل امام هادي وامام عسكري عليه السلام بوده است. توثيق از طرف امام عسكري عليه السلام نسبت به عثمان بن سعيد وفرزندش وجود دارد. نواب اربعه مرجع مراجعه شيعيان وطرفداران حضرت بوده است. مسائل شرعي ومسائل شخصي مردم را در صورت درخواست آنان با وجود مقدس مولا مطرح مي كرده ودرصورت لزوم توقيع آن حضرت يا دعاي آن حضرت را سبب مي شده است. جمع آوري وجوهات را عهده دار وتوزيع آن را براساس دستور امام انجام مي داده است. نواب اربعه بدليل شرايط ويژه وخاص آن زمان زياد آفتابي نمي شده وفعاليت هاي عادي مثل تجارت داشته اند. از نواب اربعه در مجامع حديثي ظاهرا به جز توقيعات احاديث زيادي نداريم. ولي در مورد عثمان بن سعيد ومحمد بن عثمان كه معاصر امام دهم ويازدهم بوده است ممكن مسئله فرق كند. بعضي از نواب مثل نايب سوم كه در شرايط بسيار رعب آور قرار مي گيرد تقيه را نيز در دستور كار خويش قرار مي دهد. خلاصه اينكه نواب اربعه نقش رابط را ميان مردم ووجود مقدس امام داشته ودوران غيبت صغري، مقدمه براي غيبت كبري است. 1. سيد محمد صدر، تاريخ غيبت صغري امام مهدي (ع)، مترجم محمد امامي، كيوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 26 2. سيد محمد صدر، تاريخ غيبت صغري امام مهدي (ع)، مترجم محمد امامي، كيوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 71 3. شيخ طوسي، الغيبه، انتشارات مكتبه الصادق، نجف اشرف، 1385 ق، ص 238 4. شيخ طوسي، الغيبه، انتشارات مكتبه الصادق، نجف اشرف، 1385 ق، ص 171 5. سيد محمد صدر، تاريخ غيبت صغري امام مهدي (ع)، مترجم محمد امامي، كيوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 110(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۲ آبان ۱۳۹۶     ۱۰:۱۳:۲۴     اميني
برچسب: شخصيت اجتماعي نواب اربعه. امام دوازدهم .غيبت كبري.محمدبن عثمان .حسين بن روح.عثمان بن سعيد .موسسه گوهر.،

اثبات وجود امام زمان (عج)درهرعصر بااستفاده ازقرآن

چنان كه همه مي دانيم و در ادبيات از ابتدايي ترين آموزه ها است، فعل مُضارع ،دلالت بر زمان حال و همين طور آينده مي نمايد و استفاده از اين فعل نشان مي دهد كه اين امر يعني شب پُر بركتي كه شب رقم خوردن امور مادّي و معنوي براي بشر است تا قيامت استمرار و تداوم دارد و تا آن زمان قطع شدني نيست. گروه معارف رجانيوز - سيّد مرتضي ميرسراجي*: خداوند متعال در قرآن كريم به صراحت و روشني چنين فرموده است : « اطيعو الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم»( النساء /59) ( از خداوند اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد و[ از] صاحبان امر از شما [ نيز اطاعت نماييد!]) پس با توجه به اين آيه شريفه اطاعت از امامان معصوم(ع) يا همان جانشينان واقعي پيامبر (ص) از حضرت اميرالمومنين علي (ع) گرفته تا امام عصر حضرت مهدي (عج) در هر مكان و در هر زمان واجب و همچون اطاعت از خدا و رسول (ص) است زيرا آنان به حق، صاحبان امرِ هدايت و ولايت بر مردم از ناحيه خداوند تبارك و تعالي هستند. پس بايد در هر دوره اي حتّي دوران ما يك ولي امر وجود داشته باشد كه از طرف خدا مامور به هدايت خلق بوده و ما مكلّف به اطاعت از وي باشيم. قطعاً با توجّه به اعتقادات حَقّه و راسخ تشيّع، امام زمان ما حضرت مهدي (عج) است ولي آيه يا آياتي وجود دارد كه مُويّد اين اعتقاد باشد و چه طور قرآن ما را به سوي او راهنمايي و دلالت مي نمايد؟ براي تعمّق و فهم بيشتر و رسيدن به اين پاسخ مهم به آيات(2-6) سوره مباركه« دُخان» توجّه نماييد: «والكتاب المبين» ( قسم به كتاب آشكار [يعني : قرآن]) «انا انزلنه في ليلة مباركة انا كنا منذرين» ( ما آن كتاب را در شبي پر بركت نازل كرديم ، ما همواره بيم دهنده بوده ايم) «فيها يفرق كل امر حكيم» (در آن شب پر بركت هر امري [ اعمّ از مادّي و معنوي] بر طبق حكمت [ خداوندي] جدا مي گردد.) «امرا من عندنا انا كنا مرسلين» ( امري از جانب ما كه ما فرستنده آن بوده ايم) «رحمة من ربك انه هو السميع العليم» ( رحمت و بخشايشي از جانب پروردگارت كه او شنوا و دانا است) با توجه به اين آيات كه بيان شد، چنين برداشت و فهميده مي شود كه شب با بركت به تعبير اين سوره كه در ادامه بدان «شب قدر» نيز خواهيم گفت از دو جنبه قابل بررسي و تامّل ويژه است. يكي اين كه اين شب فرخنده، شب نزول قرآن است و ديگري آن كه در اين شب، امور الهي اعمّ از مادّي و معنوي براي بشر رقم مي خورد و جدا مي گردند. نكته مهم كه بايد به آن حتما توجّه شود اين است كه خداوند متعال در مورد اين شب مبارك و پُر بركت از فعل مُضارع « يفرق » استفاده نموده است. چنان كه همه مي دانيم و در ادبيات از ابتدايي ترين آموزه ها است، فعل مُضارع ،دلالت بر زمان حال و همين طور آينده مي نمايد و استفاده از اين فعل نشان مي دهد كه اين امر يعني شب پُر بركتي كه شب رقم خوردن امور مادّي و معنوي براي بشر است تا قيامت استمرار و تداوم دارد و تا آن زمان قطع شدني نيست. با اين اوصاف جدا شدن يا به عبارتي تدبير امور الهي پيوسته و مستمر به اذن خداوند متعال در اين شب هر ساله انجام مي شود كه اتّفاقا با شب نزول قرآن هم يكي شده است. اين شب بر طبق آيه 158 سوره بقره بايد در ماه مبارك «رمضان »باشد چنان كه خدا فرموده است: « شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن ...» ( ماه رمضان [ همان ماهي است] كه در آن قرآن نازل شده است) كه بر طبق روايات معتبر شيعي يكي از شب هاي 19 يا 21 يا 23 از اين ماه است. باز براي فهم بيشتر و تعمّق بيشتر به آيات سوره مباركه «قدر» نيز توجّه نماييد: «انا انزلناه في ليلة القدر و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر سلام هي حتي مطلع الفجر» ( ما قرآن را در شب قدر ( اندازه گيري) نازل كرديم و تو چه مي داني كه شب قدر [ از لحاظ فضيلت و برتري] چيست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . فرشتگان و « روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براي [ تدبير و جدا شدن] هر امر [ اعمّ از مادّي و معنوي] نازل مي شوند.[ بنا بر اين اين شب با بركت ] سلامت است تا طلوع صبح) از آيات شريفه سوره مباركه قدر در مي يابيم كه نام ديگر« ليله مباركه» يا همان شب پر بركت كه در سوره «دُخان» آمده بود ليلة القدر يعني همان شب قدر و اندازه گيري نيز است. در اين سوره اخير علاوه بر شاخصه ها و فضائلي كه خداوند براي شب قدر در سوره دخان فرموده نزول فرشتگان و روح را نيز بدان افزوده و تذكّر داده است. علاوه بر اين ها خداوند دوباره از فعل مضارع در وصف اين شب استفاده نموده است آنجا كه مي فرمايد: «تنزل الملائكه و الروح...» يعني : فرشتگان و روح نزول پيدا مي كنند اين جا هم از فعل مضارع «تنزّل» استفاده شده است كه اين استعمال دركلام، تاكيد مجدّدي بر استمرار و پيوستگي اين امر مهم است. يعني به اين معنا نيست كه شب پر بركت قدر با نزول فرشتگان و روح و رقم خوردن تقدير مردمان فقط در زمان گذشته واقع مي شده مثلا فقط در زمان رسول اكرم (ص) بوده و ديگر تداوم ندارد يا به عبارتي در زمان ما نيست. روايت جالب و به جايي از حضرت امام جواد(ع) در كتاب« الكافي» اثر گرانقدر «شيخ كليني» ( متوفّاي 329 ق.) در رابطه با اين موضوع به دست ما رسيده است كه باز به تعمّق و فهم ما براي رسيدن به مقصود نهايي و حكم اصلي اين مقال كمك فراوان و بسزايي مي نمايد. اين امام هُمام در كلامي راستين و استوار چنين فرموده‌اند: « اي گروه شيعه ! با سوره« انا انزلناه » مباحثه كنيد تا پيروز شويد. به خدا قسم كه آن سوره بعد از رسول الله(ص) حجّت خداوند (تبارك و تعالي) بر مردم است و اين سوره سَروَر دين شما است [ يعني بزرگترين دليل بر حقّانيت شما شيعيان است] و نهايت دانش ماست[ چون هر ساله بنا بر اين آيات در شب قدر همه امور مادّي و معنوي يك ساله كه محتوم و قطعي هستند به اذن خدا توسط فرشتگان و روح بر امام همان عصر نازل مي‌شوند و به وي ابلاغ مي گردند.] اي گروه شيعه! با آيات «حم و الكتاب المبين انا انزلناه في ليلة مباركة انا كنا منذرين» [يعني آيات ابتدايي سوره مباركه دُخان كه پيشتر عرض شد] مُخاصمه كنيد. زيرا اين آيات مخصوص واليان امر ( ائمه هُدي) بعد از رسول خدا (ص) است.)1 با اين اوصاف با توجه به نصّ قرآن بايد همه مسلمانان باور كنند كه هر ساله و به طور مستمر امر خداوند از طريق فرشتگان و روح در زمين نازل مي شود. اگر اين را باور و قبول كنيم سپس الزاما اين حقيقت را نيز مي پذيريم كه امر خداوند را بايد صاحب الامري لايق و شايسته در زمين هر ساله دريافت نمايد. در زمان پيامبر(ص) شايسته ترين شخص براي اين كار همان پيامبر عظيم الشان(ص) بود و بعد از ايشان اميرالمومنين علي(ع) و سپس به ترتيب بقيه امامان(ع) و از سال 260 ق. كه حضرت مهدي به امامت رسيدند تا اكنون، شخص شخيص ايشان عهده دار اين مقام هستند. به همين جهت نيز هست كه يكي از القاب حضرت صاحب الزّمان (عج) ، «صاحب الامر» نيز مي باشد. پس هيچگاه زمين از صاحب الامر و اولوا الامر واقعي و منصوب از طرف خداوند خالي نيست.به خصوص آن كه در روايات معتبر از پيامبر بر خالي نبودن زمين در هيچ دوره اي از ولي و حجّت خدا ،تاكيدات فراوان شده است و قطعا نزول ملائكه و روح نيز مختص به زمان پيامبر (ص) نبوده و نيست و همان گونه كه در ابتداي بحث از قول خداوند آورديم اطاعت از «اولوا الامر» هم كه همان دوازده امام شيعه است و اطاعت و فرمانبرداري از آنها برابر و همپايه با اطاعت از خدا و رسول (ص) است فقط مختص به ادوار گذشته نخواهند بود زيرا عقلا و شرعا خداوند زمين را از حجّت خود خالي نمي گذارد. هر دوره، امام زمان خاص خود را دارد مثلا دوران امام علي(ع) يعني بعد از رحلت پيامبر (ص) ايشان امام و صاحب الامر يا به عبارت قرآني ولي امر زمان بودند و در زمان امام صادق(ع) ايشان امام زمان بودند يا در دوران امام هادي(ع) ايشان امام عصر بودند و در دوران ما حضرت حجّت ابن الحسن العسكري(عج)، امام زمان يا به عبارتي همان امام عصر هستند. مع الوصف با اين توضيحات وجود امام عصر(عج) در همه دوره ها به خصوص در دوره ما و همچنين حيات و زندگاني ايشان از طريق قرآن اثبات مي شود. مثلا اگر اهل سنّت حالا بيايند و ادّعا كنند كه خلفاي سه گانه اولوالامر بعد از رسول هستند صحيح نيست چون اصلا آنها ادّعايي در مورد شب قدر و نزول فرشتگان و ابلاغ امر از سوي خدا به سوي خود نداشته اند و همين طور اطّلاع از اين كه حتّي بدانند دقيقا شب قدر كدام شب است، چه برسد به اين كه بيايند و ادّعا كنند همه امور مادّي و معنوي خلائق بر آنها هر ساله نازل مي شود. حالا اگر بيايند و بگويند كه آنها صاحب امر در شب قدر بوده اند ولي بعد از خلافت آنها به اضافه حضرت علي(ع) اين باب بسته شده است كه باز اين هم با آيات قرآن تضاد دارد زيرا خداوند در سوره هاي مباركه «دُخان» و« قَدر» آشكارا از فعل مُضارع استفاده نموده كه با اندكي تعقّل در مي‌يابيم كه اين كار قاعدتاً بايد در همه اعصار و ازمان تداوم داشته باشد. اما اگر بگويند صاحب الامر- يا به تعبير ما شيعيان همان حضرت مهدي(عج) و امام عصر كه از منظر ما دين پيامبر را در آخرالزمان احيا مي كند- هنوز به دنيا نيامده، باز در خطا هستند زيرا بايد به آنها گفت پس در شب قدري كه خدا فرموده اين فرشتگان و روح نازل مي شوند پس الان پيش چه كسي مي روند و چه كسي با صلاحيت تر از فرزند حضرت امام حسن عسكري(ع) كه از همه ابعاد ثابت است كه امام عصر و حاضر است؟ يا اگر ادّعا كنند كه فرشتگان نازل نمي شوند و امر شب قدر هم محقّق نمي شود كه اين هم با همان فعل مضارع پاسخ مي يابد و به خودي خود و از اساس گفتارشان باطل مي شود و هيچ دليل محكمي بر قطع شدن شب قدر ندارند. اگر بيايند و بگويند فرشتگان و روح نازل مي شوند و امور مادّي و معنوي هم رقم مي خورند ولي پيش هيچ كس نمي روند آن وقت است كه ما مي گوييم : پس چه لزومي به اين همه تشريفات و فضيلت براي اين شب بوده است؟ چه لزومي به انزال فرشتگان بوده است؟ و بايد پرسيد امري كه خدا در سوره دخان و قدر فرموده چرا با اولوا الامر كه در سوره نساء فرموده با يكديگر سازگاري و وفق ندارند؟ يعني چرا اولوا الامر را خداوند صاحبان امر ناميده است و اطاعت از ايشان را برابر با اطاعت از خدا قرار داده ولي امر پروردگار به ايشان ابلاغ نمي شود اگر واقعا حائز جايگاه اولوالامري هستند ؟ چنان كه خداوند در سوره يس فرموده است : «كل شي احصيناه في امام مبين» (يس/12) (همه چيز را در نزد امام مبين (امام آشكار) بر شمرده ايم) اگر آخر سر اعتراف كنند و بگويند فرشتگان نازل مي شوند و امور را به دست شخصي كه صلاحيت دارد و صاحب الامر است مي رسانند و ابلاغ مي كنند آنگاه ما مي پرسيم پس او كيست؟ -------------------------------------- پي نوشت 1. الكليني الرازي، محمد بن بن يعقوب (م.329 ق.) ، الكافي، دارالكتب الاسلاميه، تهران – ايران ، ط 4، ج 1، باب في شان انا انزلناه ، ح 6، ص 249(كاري از موسسه گوهر)

ادامهـ مطلبـ           نظرات (0)
بازدید :      ۲۰ آبان ۱۳۹۶     ۱۰:۵۹:۴۵     اميني
برچسب: اثبات وجود امام زمان (عج)درهرزمان .موسسه گوهر،

عضویت

نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :

پنل کاربری


نام کاربری :
پسورد :

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان